X
تبلیغات
رایتل

گل بوته های شعر و ترانه ( دفتر دل نوشته ها )

توبه

توبه

روزگاری که نه زیباست فریباست

بسا . . .

غرق دریای ریا مردانی

 می کنند آلوده

ساحل سینه خود را به سراب

بعد از آلودگی دیده و دل

می شوند آدم و فردای دگر

نادمند از کرده

و از اقلیم سخن

و دو سه جای دگر

جرعتی نیست گلو را ترکد

 و بگوید آخر :

مگر از کرده توان کرد به چندی توبه

. . . . . . . .

جرعتی نسیت بگوید به رسا

زهر در کام کشیدن مردن

بهتر است از ماندن

از گناه از توبه

یا الهی العفو

یا ، خدایا خواندن

. . . . . . . .

آخ عجب درد بزرگی است !

کنی روز بدی و پس از آن ندبه کنی نیمه شبی

که خدایا ! به غفوری در درگاه کسی چون در درگاه تو نیست

پس گناهان مرا خط بزن از دفتر خود

ـ آن گناهی که شده توبه به صد بار و هزار ـ

که دوباره نکنم باز گناه

بار آخر باشد

کار آخر باشد

و رسد شب به سرانجام خود و صبح کند باز طلوع

و « همان کوزه و آب »

و همان ، آن رفتار

و « همان روز نو و روزی نو » در گفتار . . .


70/8/8

ع.ف



نظرات (61)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
با سلام و عرض ادب به استاد بزرگوارم.
استاد همان شعری که از شهریار است که درقسمت نظرات لطف کردید نوشتید همان را ایمیل کنید،اگر شما نیز شعری با زبان ترکی سروده اید ممنون میشوم آن را نیز بفرستید.
پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 09:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . درخواست شما اطاعت امر شد . لطفا به ایمیل خود سری بزنید . . .
مثل همیشه قشنگ

موفق باشید استاد
شنبه 25 مهر 1394 ساعت 17:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی . زیبا اندیشان همیشه زیبا می بینند . اندیشه زیبایتان همیشه تابناک . . .
نوشته: بنت الهدی از [ ایران ]
سلام و عرض وقت بخیر خدمت استاد عزیز...
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید...
فرا رسیدن ماه محرم رو هم تسلیت عرض میکنم
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 21:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خواهر ارجمندم . وقت شما هم به خیر . من هم آغاز ماه محرم را خدمت شما تسلیت عرض می کنم . با امید به این که از رهروان واقعی طریقت امام حسین ( ع ) باشیم . . .
وقتی خدا را بشناسیم..به راحتی دست به هرکاری نمی زنیم..چون می دانیم بهشت برای پرهیزگاران است نه دنیا پرستان
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 20:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زندگی موهبت و هدیه خداوند به ما است. اجازه نداریم زندگی را تباه کنیم. اجازه نداریم در فقر، ناامیدی، حسرت و افسردگی روزگار را بگذرانیم و در این دنیا بدون هدف، بدون آرمان و باری به هر جهت، زندگی کنیم.

مراقب گذر لحظه های ارزشمند عمر خود باشید. لحظه لحظه های ارزشمند عمر مستحق این بی خیالی نیست. زندگی دکمه بازگشت ندارد.

انسانهای هدفمند خود را باور دارند و اعتماد به نفسشان عالی است. هدف ها مقصدند و زندگی، مسیر. تا مقصد معین نباشد، مسیر معنا ندارد.
وهابی و دین های خودساخته............آدمهای وحشتناکیند..بویی از انسانیت نبرده اند..همه ی کشورها را با پول خریده اند..وچون حریف ما ایرانی ها نشده اند..به هرروشی دوست دارند ما ایرانی ها را از بین ببرند..تحقیر کنند..کاش دیگه کوتاه نیایند و این عرب های ملعون را به اشد مجازات برسانند..ولی گذشت زمان رنگ این فاجعه را کمرنگ می کند وآنها هم همین را می خواهند....خدایا خودت آنها را نابود کن....
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 20:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الهی امین . . . کاش ماجرا همین جا تما بشه . . . سال اینده بازم حج داریم . آینده تاریکه . کاش خود ملت عزیزمون متوجه عمق فاجعه بشوند و نخواهند که به هر روش ممکن به حج بروند . والله فعلا مصلحت نیست کسی از ایران به عربستان بره . این وحشی ها بوی خون به مشامشان رسیده و وحشی تر شده اند . مگه چی میشه یکی دو سال از طرف ایران دلار وارد عربستان نشه . کاش همتی بشه و این دلارها در کشور خودمان صرف ساخت و ساز برای بی پناهان و رسیدگی به امور مستمندان بشه . . .
سلام
خواهش می کنم.واقعا ممنونم از این همه لطف ومهربانی...
باعث افتخار من و دوستان است آشنایی باشما استاد ومعلم بزرگوار...
خدا حفظ تون کنه بزرگوار..واقعا تبریک میگم....ما ایرانی ها به این میگیم شانس...ولی شانس نیست...خوش اقبالی...داشتن دانش آموزان با هوش وتیزهوش.....بیشتر بچه ها امروز با این همه امکانات بسیار باهوشند...درک شون بالا رفته...خوشحالم که امروز روز خوبی داشتید و با وجود این دانش اموزان باهوش وفعال دیگه خستگی برای شما بی معنا شده...امیدوارم که هرروزتون عالی باشه.................برایتان آرزوی سلامتی و آرامش دارم..
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 20:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام متشکرم. شما به من خیلی لطف دارید این را صادقانه و بی ریا عرض می کنم . کاش در حدّی بودم که شما می فرمایید . شما خود برای من افتخار بزرگی هستید و سعی می کنم قدر داشتنتون را بدانم . . .
بله خوشبختانه هرچی تو دور زمون بچه های امروز کم باشه ، الحمدالله امکانات رفاهی و نحصیلی خیلی فراوانه . هرکس که هر طور دوست داشته و راحت باشد از این امکانات استفاده می کند . زمان ما درس زبان خارجه فقط تو مدرسه و توسط دبیر مربوطه تدریس می شد و ما هرچه می آموختیم از ایشون بود . ولی امروزه کلاس های مختلف زبان دایره . . . من دانش آموزی دارم که همکارمون که معلم انگلیسیه میگه از ایشون به زبان وارد تره و اگه بخواد می تونه تو کلاس کاملا لاتین حرف بزنه . ولی متاسفانه اجازه نمی ده تا دستش رو نشه ( این حرف خود معلمشه . . .) درسای دیگه هم همین وضعا دارند . هر کدام را می توانند جداگانه توی یک آموزشگاهی بخوانند و مسلط و آماده وارد کلاس شوند . که خیلی ها هم این کار را می کنند . . .
شاد باشید . .
وقتی تو نیستی ... شادی کلام نامفهومی ست !

و " دوستت می‌ دارم " رازی‌ ست ،

که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند !

و مـــَـن چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟

اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،

به تو معتادند ..


سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 19:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گریه

گریه... چه واژه سبک و دلتنگی

گریه...چه واژه آرام کننده ای

گریه...چه واژه شاد و دردمندی

دلم بدجور هوای گریه کرده...

گریه به خاطر تمام نا گفته هام...

گریه برای تمام تنهایی هام...

گریه برای تمام دردهام...

گریه برای تمام نانوشته هام...
سلامرروز شما بخیر
دوست عزیز و استاد بزرگوار با اجازه شما من شعر سذوده شما را و دلنوشته خودم برای خانم رسائی ارسال کردم که ایشان چنین مرقوم فرمدن

سه شنبه ۲۱ مهر۱۳۹۴ ساعت: 18:37 توسط:گیتی رسائی
برادر دیگه نمیشه با شما و آقای فنائی دم از شعر و اینجور چیزا زد. منکه از اول شمشیرم چوب بود ولی اونائیکه ادعا دارن اگر میتونن بیان وسط.

عالی بود عالی هم شعر آقای فنائی و هم شعر شما . ممنون که منو قابل دونستین و برام فرستادین
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 19:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم به هم چنین . . .
شما چقدر بزرگوارید بی ریا . به خدا خودما شایسته این همه لطفتون نمی دانم . هم سرکار خانم رسائی و هم جناب عالی برای من نعمت بزرگی هستید . هر روز دارم از شما عزیزان مشق معاشرت تمرین می کنم . کاش بتوانم گوشه ای از مهربانی هایتان را جبران کنم . فعلا از دستم همین بر می آید که قدر دان و سپاس گزار بزرگواری هایتان باشم و سعی کنم بی ریا آن گونه که شایسته لیاقت شماست دوستتون داشته باشم واز درگاه خدا برایتان از صمیم قلب سلامتی و طول عمر باعزّت طلب کنم .. .
سلام وقتتون بخیر ممنون از حضور شما
ببخشید پست جدید نمیذارید
ما منتظر پست جدید شما نشستیم
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 18:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ببخشید اگه گاهی کمی در درج مطلب تاخیر می افتد . آخه یک کم درس و مشق دانشگاهی دارم . انشاءالله بعداز امتحانات جبران می کنم . . .
آپم[گل]
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 14:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . چشم . همین الآن . . .
لایکــــــــــــــــــــ
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 13:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من اونقدر دوستت دارم

که هر روز منتظرت هستم

منتظر یک سر تکون دادن ، دعا ، فکر و ...

خیلی سخته که یک مکالمه یه طرفه داشته باشی

خب ، من باز هم منتظرت هستم ...

سراسر پر از عشق تو ...

به امید اینکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدی

دوستت دارم

روز خوبی داشته باشی

[گل]دوست و دوستدارت ؛ خدا[گل]
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 12:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عصــر یک غــروبــــــ دلــگیر، دلــم گفتــــــ بگـــویم بنویســــم که چـرا عشــق به سـامـان نرســیده؟ چـرا آب به گـلدان نرســیده؟ چرا لحظــه ی باران نرســـیده؟ و هــر کــس کـه در این خشــکی ِدوران به لــبش جــان نرســـیده ، به ایمــان نرســـیده و غـــم عشـــق به پایان نرســـیده . بگو حـافـظــ دلخســـته زشــیراز بیـاید بنویســد که هـــنوزم که هــنوز استــــــ ، چـرا یوسفـــــ ِ گمگشـــته به کنعـــان نرســـیده ؟ چـرا کــلبه‌ی احـــزان به گـلـســتان نرســیده؟
التماس دعا . . .
ممنونم...حادثه منا یک فاجعه بود...که متاسفانه با مرور زمان داره کمرنگ میشه...
و اصلا خبری درباره پیگیری این اتفاق و حشتناک نیست...عربستان باید مجازات شود....اصلا قابل گذشت نیست............مثل برگ پاییزی این حاجی های عزیز به خاک وخون کشیده شدند ...و هرکسی که از عربستان آمد گفت با پوتین های شان بر سر و صورت ما فشار می آوردند تا کشته شویم...این واقعیت را ما ایرانی ها باید باور کنیم عربستان یکی از دشمنان کینه توز و خیلی بدتر از آمریکا واسراییل است.............کوتاهی در مقابل آنها فاجعه ایی بدتر از این دامن ما ایرانی ها را خواهد گرفت..............امیدوارم که همیشه در امنیت و آرامش باشید
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متاسفانه وهابی ها غرب و در راس آن ها آمریکا را هم فریب داده اند . این فاجعه شاید یک اتفاق به نظر برسد ولی اتفاق نیست جنایت عمدی است . بله آن ها طوری رفتار می کنند که این جنایت عادی جلوه نماید ولی دنیا که دارد می بیند . آن ها با سهل انگاری حتی کاری کرده اند که دیگر جنازه ها هم قابل شناسایی نیستند . عربستان با آن هوای گرم و خشکش مگر چند روز دیگر می تواند آن جنازه ها را نگه داری کند . یا باید اجازه دهد هر کشور برود و قربانیان حادثه را شناسایی کند یا خودشان زود تر این کار را بکنند . ولی در عمل با کوتاهی خود کاری می کنند که سایر ملل مجبور بشوند که بگویند در همان عربستان آن ها را دفن کنید تا از عذاب این دنیا راحت شوند . . . خدا آن وهابی ها را به درک واصل کند . . .
سلام
متشکرم..امیدوارم حال شما هم خوب باشه...
و امیدوارم امروزتان را با شادی وانرژی آغاز کرده باشید..
و امیدوارم که حال وهوای دلتان همیشه بهاری باشه...
و پاییز بسیار خوبی در انتظارتان باشد...

من هم روز جهانی دوست خوب به شما دوست بزرگوار جناب آقای عادل فنایی تبریک میگم...من که بسیار خوشحال وخرسندم از آشنایی با شما بزرگوار..............امیدوارم که همیشه شاد وسلامت باشید..و روز وروزگار همیشه بروفق مرادتان باشد انشاالله
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . متشکرم . شما چقدر به بنده لطف دارید . واقعاً به خودم می بالم که دوست بزرکواری چون جناب آقای محمد باقری گرامی دارم . امروز که تا حالا برای من روز خوبی بوده . . . و امیدوارم برای شما هم روز خوب و با نشاط و پر از انرژی رقم خورده باشد . . .مثل هر روز به مدرسه رفته بودم . ولی متفاوت از دیروز و حتّی فردا . . . آخه دانش آموزان این یکی مدرسه ام خیلی درس خوان و فعال هستند . حرف که می زنی رو هوا می قاپند . آدما مجبور می کنند بره و مطالعه کنه تا تو کلاس کم نیاره . همه اش دوست دارند یاد بگیرند . ازشون امروز امتحان گرفتم . خیلیا شون بیست . و کمشون نوزده و هیجده . .. و این یعنی انرژی . یعنی بهاری بودن و آینده خوبی در انتظارت بودن . آینده دیدن گل شدن غنجه هایی که خودت پرورانده ای . . .با این پیام شما هم این انرژی دوچندان شد . . .مرسی . . .
عشق عادل به فضا شد به دنیای مجازی ماست
مهربانی و سخاوت ز فنائی همه جا پا برجاست
دلخوش است پیرو درین عصر معاصر با اوست
مهربان عادل و عدلش به فراخور نیکوست

سلام به دوست و استاذ ارجمندم
ممنونم از شما که با سرودهای بسیار زیبا مرا شرمنده می کنید
بضاعت من اندک است و بزرگوااری شما ارامش خیال من است
امید که عفو بفرمائید حقیر را که نمیتواند چون شما سلیس و روان بسراید
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 07:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و صد سلام و صد هزاران
به پیرو شاعری از جنس باران
شما نفسی شکسته داری و من
خجالت می کشم از دوستداران
به لطف فیض ارشاد شما هست
اگر من شعر می گویم به یاران
منم پاییز و این جا چون زمستان
شما و نفس والاتان بهاران
شما خود مایه آرامش و مهر
در این ایّام و در این روزگاران
روانی داده شعرم را ثنایت
و الا شعر من بیمار و زاران
سپاسم بابت طبع بلندت
که عادل پیروِ پیرو عذاران
فنائی جان نثار لطف عالب
که عمری بوده ام از جان نثاران . . .
من در ایران چیــــــــز های عجیبی دیــــــدم ...
کسی بوسه فرانسوی بلـــــــــد نیستـــــــ !
اینجا مثل آلمان پل عشــــق ندارد !
از رز هلنـــــــدی هم خبری نیستـــــــــ !
اینجا عشـــــــق یعنی به خاطر چشم های دور و برت ....
معشوقت را فقط از پشت گوشی بوسیده باشی ...
دوستـــــــــ داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر ....
مهربانی ات را می گذارنــد به حساب آویزان بودنتــــــــــ ...
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانــــم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار !
ایرانیــــــــان جوانی نمی کننند ، پیرمرد و پیر زن های کم سن و سال بسیــــار دارد !
ایرانیـــــــان عشق را با ماسین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوبــــــــ !
ایران را دوستـــــــــــــ دارم ؛ امــــــا ...
اینجا آدم همیشه دلگیـــــــــــر است !
دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 23:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فقیر به دنبال شادی ثروتمند



ثروتمند به دنبال سادگی زندگی فقیر است

کودک به دنبال ازادی بزرگتر

بزرگتر به دنبال سادگی کودک

آنان که رفته اند در ارزوی بازگشت

آنان که مانده اند در ارزوی رفتن ...

خدایا کدامین پل در کجای دنیا شکسته است؛

که هیچ کس به مقصدش نمیرسد؟
سلام به ذوست و استاذ ارجمندم جناب عادل خان

روزگاری که تو هستی زیباست
عطر تو پابرجاست
عشق تو هم با ماست
غرق افکار و مرام تو شدم
بی تو اما سخت است
ساکت و سرد و خموش
تو که هستی همجا نورانی ست
کی دگر باره شبم طو فانیست
ساحل امن تو را ارج نهم
سینه ام نیست سراب
همه عشق و امید
که تقدیم تو میگردد باز
دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 16:02
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . شعر واقعاً زیبایی است . دست مریزاد . . .

روزگارم خوش و خرّم ، زیباست
روزگاری که پر از رویاهاست
پیرو م گشته معاصر با من
عطر رویایی پیرو به فضاست
من چقدر آدم شادی هستم
که دلم ثروت پیرو داراست
غرق افکارشم و دانش او
عشق دیرینه پیرو با ماست
ساکت و سردم اگر مبهوتم
که چرا من این جا او آ نجاست
کاش طوفان شود از غصه من
که دلم در غم عشقش دریاست
می نویسم که بگویم تبریک
روز ، روز دوستی در دنیاست
باد ایام به کامت و مبارک روزت
که به دل از غم تو صد غوغاست . . .
لطف شما نمیدانید که چقدر دلگرمم میکند . مثلی است که میگن ( بگو زیبائی حتی اگر خودت باور نداری. که دلم به همان خوش است)
و اینگونه هست که دل من به لطف شما خوش است
و سپاسگزار مهرتان هستم
دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 13:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
و ما هم به داشتن شما دل گرمیم . وجود گران قدر شما چون چراغ روشنی در تاریکی های مطلق کوره راه زندگی ماست . . . ممنونم که هستید ... روز دوست خوب بر شما مبارک . . .
از"موریس مترلینگ" پرسیدند دوست بهتراست یا خواهر و برادر؟
گفت: ما درانتخاب خواهر و برادر نقشی نداریم،
اما دوست عزیزیست که خودمان آنرا انتخاب کرده ایم.
فرداروزجهانی دوست خوب است"روزت مبارک دوست خوبم "یادت باشه زندگی کوتاهه.
قوانین خشک روبشکن.
زودببخش.
عاشق حقیقی باش.
بدون کنترل بخند

روزدوستیها مبارک..: تقدیم به دوستانم که پاک تراز آب روانند روزتان مبارک
دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 13:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . . . .
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش . . .

::

دوست خوبم روز جهانی شما هم مبارک . . .
خواهش می کنم...این واقعیتی ست..وقتی پدر ومادر از دست ما راضیند وکاری می کنیم که شاد میشند ...اصلا زندگی رنگ دیگه اش به ما نشان می دهد.....
احترام به پدر ومادر خیلی مهمه....کاش که خدا این لیاقت را به ما دهد..تا همیشه در خدمت آنها باشیم...
.
یک سیب به زمین افتاد و همه جاذبه را فهمیدند هزاران انسان به زمین افتادند و هیچکس مفهوم انسانیت را درک نکرد
.
شما هم عاقبت بخیر بشید انشاالله...و همیشه شاد وسلامت باشید..
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 20:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمله خیلی عمیقی است . در رابطه با حج گزاران این جمله را نوشته اید ؟ مقایسه جالبی است . همه افتادن سیب را می دیدند . اما علت افتادن را نمی دانستند . نیوتن جاذبه را با افتادن سیب کشف کرد و حالا دیگر همه می دانند که جاذبه سیب را به طرف پایین کشاند . حالا هم همه می بینند و می دانند که هزاران انسان به زمین افتادند . اما نیوتن باید دوباره بیاید و علت افتادن این هزاران انسان را به غربی ها ثابت کند ؟ عجب دنیای آشفته ای داریم ! مردم به آن چه با چشمانشان می بینند ایمان ندارند باید فریادی رساتر برآورد تا گوش غربی ها باور کند که بابا در عربستان و در منا چه گذشت ؟ چرا این همه انسان چون برگ خزان بر زمین افتادند ؟ که البته اگر گوش شنوایی داشته باشند که ندارند که ندارند !‍ . . .
ممنون از همراهی همیشگیتون
محبت شما بی نظیره
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 20:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در این دنیا اگر غم هست
صبوری کن خدا هم هست
.
اگر دشمن کنارت هست
مخور غصه خدا هم هست
.
اگر فقر و فقیری هست
منال هرگز، خدا هم هست
.
اگر در عشق فریبی هست
چه غم لیکن خدا هم هست
.
اگر تنهای تنها هم شدی
باز هم خدا هست ...
سلام
سلامت باشید..ممنونم بابت این مطلب جالب وزیبا..
.
شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدف های زیبا بازی میکند اما غافل از انیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق ان اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است
"نیوتن"
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 20:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
سپاس گزارم . شما هم شاد و تندرست باشید . . . متن زیبا و آموزنده ای است از نیوتن اندیشمند . . .
سلام آقا عادل خوبین بعد ظهرتون بخیر و خسته نباشین.
تا قبل فکر میکردم شما باید سنتون مثل دوستان دیگه کم باشه.تا یک هفته قبل که دیدم نه آقا عادل هم در ردیف خودمونه و دبیر هستن.
موفق و پیروز سربلند باشین.
در ضمن زیر نویسهای نظرات خیلی عالین.

در پناه حق
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم . خسته نباشید . ممنونم . بعد از ظهر شما هم به خیر و شادی . سپاس گزارم که حال و هواما دارین و از دور چشمی بر برادر کوچکتان . بلی درست می فرمایین بنده دبیر ادبیاتم و در مورد ادبیات اگر بتوانم خدمتی کرده باشم بسیار خوش حال خواهم شد . بابت زیر نویس ها ؛ کم ترین دستاوردی است بابت محبت های گسترده و دل سوزانه دوستان ارجمندم . بازم از جناب عالی از صمیم قلب تشکر می کنم . پیروز و سر بلند باشین . . .
رضا و تسلیم


در بنی اسرائیل عابدی بود روزگار دراز در عبادت به سر برده. در خواب به او نمودند که فلان رفیق تو در بهشت برین جای خواهد داشت عابد در طلب او برخاست تا بداند که چه کرده که در بهشت جای خواهد داشت؟ چون رسید از وی نه نماز شب دید نه روزه روز دید مگر همان واجبات. جویای این حال شد.
گفت: عبادتی علاوه بر واجبات نکردم اما یک خصلت در من است که چون در بلا و بیماری باشم نخواهم که در عافیت باشم. و اگر در آفتاب باشم نخواهم که در سایه باشم و به هرچه حکم خدا و قضای اوباشد رضا دهم و بر خواست او خواست خود و دوباره ی او نیفزایم.
عابد گفت: این صفت است که تو را به آن منزلت رسانیده است که خداوند به داوود فرمود:
ای داوود دوستان من را با اندوه دنیا چه کار؟ اندوه دنیا حلاوت مناجات را از دل ایشان ببرد. ای داوود؛
من از دوستان خویش آن دوست دارم که روحانی باشد، غم هیچ نخورند و دل در دنیا نبندند و امور خود را به کلی با من افکنند و به قضای من رضا دهند.
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بوی عطر گل نرگس،
هوای توی گل فروشی،
نسیم خنک تو فصل تابستون،
لحظه بیدار شدن از خوابی بد،
پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر،
وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد،
زمانی که مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است،
وقتی کسی یادش می ماند که از چه چیزهایی خوشت می آید،
عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز می ماند،
وقتی هدیه ات را باز می کند و چشم هایش از خوش حالی برق می زند،
وقتی …
هر کدامش بخشی از لحظات زندگی من و توست، نیست ؟
چه قدر از لذت فکر کردن به این لذات غافلیم ؟
غرور عابد

روزی حضرت عیسی از صحرایی می‌گذشت.
در راه، به عبادت‌گاه عابدی رسید و با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام، جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آن جا می‌گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت:
«خدایا! من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام، اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر!»
چشم عابد که بر جوان افتاد، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‌کار محشور مکن!»
در این هنگام خدای برترین به پیامبرش وحی فرمود که: «به این عابد بگو ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با آن جوان محشور نمی‌کنیم. چه، او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است و تو، به علِّت غرور و خودبینی، اهل دوزخ!»
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گاهی در طول زندگی به افرادی بر می‌خوریم که مسیر زندگی‌یمان را تغییر می‌دهند.
آن‌ها هم چون آیینه‌هایی عمل می‌کنند که گویی حقیقت را در بستر خود دارند.
آنان با شفافیتی که زلالمان می‌نماید آن چه که ما باید ببینیم را نمایان می‌کنند. این امکان به واسطه روح بی‌آلایش آنان امکان پذیر است…
از قدرت تاثیرگذاری خودت بر زندگی اطرافیانت غافل نباش،
هم چنان که خیلی‌ها توانستند آیینه‌ای برایت باشند تو نیز آیینه دیگران شو.
شفاف باش و آرام…
زنی با لباسهای کهنه و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محل شد و با فروتنی از فروشنده خواست کمی خواروبار به او بدهد.

وی گفت که شوهرش بیمار است و نمی­تواند کار کند، کودکانش هم بی­ غذا مانده­ اند.

فروشنده به او بی ­اعتنایی کرد و حتی تصمیم گرفت بیرونش کند.

زن نیازمند باز هم اصرار کرد. فروشنده گفت نسیه نمی­دهد.

مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می­شنید به فروشنده گفت: ببین خانم چه می­خواهد خرید او با من.

فروشنده با اکراه گفت: لازم نیست، خودم می­دهم! - فهرست خریدت کجاست؟ آن را بگذار روی ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر !

زن لحظه ­ای درنگ کرد و با خجالت، تکه کاغذی از کیفش درآورد و چیزی روی آن نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت.

همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پایین رفت. خواروبار فروش باورش نمی­شد اما از سرناباوری، به گذاشتن کالا روی ترازو مشغول شد تا آنکه کفه­ ها با هم برابر شدند.

در این وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوری، تکه کاغذ را برداشت تا ببیند روی آن چه نوشته است.

روی کاغذ خبری از فهرست خرید نبود، بلکه دعای زن بود که نوشته بود: ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری، خودت آن را برآورده کن.

فروشنده با حیرت کالاها را به زن داد و در جای خود مات و مبهوت نشست.

زن خداحافظی کرد و رفت و با خود اندیشید:

فقط خداست که می­داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است...
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کل هستی را انرژی ای فرا گرفته است که از تو محافظت می کند و مراقب توست. این انرژی همیشه در دسترس است اما اگر تو از آن بی بهره هستی، فقط خودت مقصری.
اگر تو درهایت را بسته نگاه داری ممکن است با وجود درخشش خورشید در آسمان، در تاریکی به سر بری.
در مورد خداوند نیز اینگونه است:
عشق خداوند همواره جاری است اما فلب های ما به روی آن بسته اند.
قلبت را در اختیار خداوند بگذار تا بتوانی دریافت داری. تا بتوانی همراه با کل به تپش در آیی، هماهنگ با کل…
آنگاه خیر و برکتی عظیم نصیب تو می شود…
دوست عزیز اپم[لبخند]
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 23:07
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بزرگوار . ممنونم چشم آلآن خدمت می رسم . . .
یه شعر هم قبلا نوشته بودم ک تنهایی مو فقط گیتار میفهمه چرا ک در پس نت های اون راز های دل من پنهانه
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 22:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آرزو می کنم در تمام کارهایتان مانند کار شعر و موسیقی موفق باشید . . .
درود استاد عزیزم از نگاه عمیق شما متشکرم ...
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 22:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و ممنونم . من هرچه را در شعر شما دیدم بیان کردم و عمق دیدی اگر باشد به جهت وسعت اندیشه شماست . . .سپاس گزارم . . .
سلام علیکم

احسنت مثل همیشه عالی
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 22:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم ؛
بسیار ممنونم . . . موفق باشید . . .
با شعر جدیدم آپم ..
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 21:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم . چشم خدمت می رسم . .
خداست دیگر...
دنبال بهانه برای بخشش میگردد
ولی انسان است دیگر...
آغوش شیطان را گرمتر میبیند
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 20:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشاءالله ما جز آن دسته از انسان هایی باشیم که خدا به دنبال بهانه ای برای بخشیدنمان باشد . . .
خواهش می کنم..دوست مهربان وبزرگوارم..
.
این واقعیتی ست...در مقابل خوبی ها وکارهای خوب مان پاداش می گیریم..ودر مقابل اشتباهات و گناهان وکارهایی که باعث میشه دیگران از دست ما آزرده شوند مجازات می شویم...
وقتی کاری می کنیم که باعث خشنودی خدا ومردم و یا پدر ومادر میشود..یه انرژی فوق العاده ایی وجودمان را می گیرد که تا روز ها ادامه دارد............و خدا نکرده مخالف آن..زندگی جهنم میشود...................قدر پدر ومادر باید خیلی بدانیم..
آدمیزادی که نمیدونه فردا چی میشه چرا باید اینقدر نامهربان باشد...

دعای پدر ومادر تان همیشه بدرقه راهتان.............دعای پدر ومادر یعنی اوج خوشبختی،سعادت واز همه مهمتر عاقبت بخیر شدن...........
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 20:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی متین و استوار فرموده اید . . . وقتی که کاری می کنیم که احساس می کنیم که خدا و والدینمان را خوش حال کرده ایم اتوماتیک شعله درونمان از جرقه های ایمان به فوران در می اید . و سعی می کنیم از قبل هم بهتر در خدمت پدر و مادرمان باشیم . آن هایی که این حس را ندارند ، این جرقه را در درون خود خاموش کرده اند و اگر خدا به دادشان نرسد آتش جهنم منتظر ان هاست . ای کاش ما از کسانی باشیم که خدا وعده بهشت را به آن ها داده است . . .
من هم برایتان از درگاه خداوند لایزال عاقبت به خیری طلب دارم . . .
سلام و درود برشما ممنونم..
.
چه دعاهای زیبایی..و امیدوارم که خدا هرچه به ما می دهد..قدرت آن را هم به ما بدهد که بتوانیم شکرگزار مهربانی ها ورحمتش باشیم..چون ما آدمها فراموش کاریم..وقتی به آرامش و سعادت ونعمتی می رسیم راحت خیلی چیزها رو از یاد می بریم..باید از صبحی که با لطف خدا بیدار می شویم تا ...شکرگزار باشیم و بخاطر همه چی از خدا تشکر کنیم..شکر نعمت باعث میشه نعمت های بیشتری نصیب مون بشه...امیدوارم خدا هرنعمتی که به ما می دهد جنبه اش هم به ما بدهد..خیلی ها هستند با ثروت شون،علم شون خودنمایی می کنند و باعث زحمت وآزار دیگران می شوند...
باید گفت متاسفانه به خاطر افزایش گناه وناشکری و زیاده خواهی های ما آدمها همه چی داره از ما گرفته میشه...خشکسالی،گرمای بی موقع،خشک شدن چاه هاو.......امیدوارم که پاییز وزمستان پربرکتی در انتظارمان باشد نمیشه از رحمت خدا ناامید شد.....
.
واقعیتی ست..تحصیلات بیشتر ...حقوق بیشتر ...که وزیر و کارکنان آموزش وپرورش با آن مخالفند..میگند بچه ها فقط 9ماه یه چیزی یاد بگیرند بس است...:))
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 20:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم . خسته نباشین . ممنونم بابت جملات گهربارتان . در اینترنت چشمم به جملات زیبایی افتاددلم خواست شما هم ان ها را بخوانید و لذت ببرید :
وجود دارند مردمانی که
زندگی شان با کمترین تنش و آشفتگی می گذرد
آنها خوب می پوشند
خوب می خوابند
آنها به زندگی ساده خانوادگی شان خرسندند
غم و اندوه زندگی آنها را کمتر مختل می کند
و غالبا احساس خوبی دارند
شاید باورش سخت باشد
اما مردمانی اینگونه زندگی می کنند
اما من یکی از آنها نیستم ! از آن انسانهای خوب …
من حتی به آنها نزدیک هم نیستم
آن ها کجایند و من کجا !
این انسانها ؛ انسان های خوب و ساده …
همچو انعکاس ماه در زلال برکه اند
لمس شدنی نیستند ولـی… زیبایی بخش ظلمت شبند… ♥
سلام
هر وقت دیدید که کسی را دوست دارید مطمئن باشید که آن نیز شما را دوست دارد
ارادتمندیم آقا
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 19:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . و این یعنی دل به دل راه دارد . . . دوستتون دارم جناب آقای رحمانی بزرگوار . .
شعرهایم
از خودم سرسخت تر دل بسته اند !
من فراموشش کنم
این ها ول کن نیستند !!




http://uupload.ir/files/78kb_11755174_985790438184573_7739907442707479565_n.jpg
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 16:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بارالها
تو نادیده میگیری
من هم نادیده میگیرم
تو خطاهایـم را
من عطاهایت را . . .
سلام . ممنونم از بابت دسته گل زیباتان . . .
خدایا !
من چیزی نمیبینم .
آینده پنهان است.
ولی آسوده ام ،
چون تو را می بینم
و تو همه چیز را . . .
.
.
.
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود نام تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍
با دستهای روشن تو می توان گشود
.
.
.
ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی
هر دم که ترا دهم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی
هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیابی. . .
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 15:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه
.
یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟
خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است
این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد
.
.
.
معبودم!
متبرکم گردان به نامت
متبلورم گردان به عبادتت
متذکرم گردان به ذکرت
مرحمتم گردان به رحمتت
.
.
.
چه خود ساخته هایی که مرا سوخت ، و چه سوختن هایی که مرا ساخت
ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن ، که از سوختنم
ساخته ای آباد از من بجا ماند . . .
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 15:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
صدای ما رو

از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید...

مانیتوری که الان ، خیلیا پشتش بغض دارن

مانیتوری که الان ، خیلیا دستشون

زیر چونشونه

در ضمن ،

پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته.....
2 اردیبهشت 1393 توسط بنده خدا 1
خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .
.
.
.
یادمان باشد پیمانى راکه در طوفان با خدا مى بندیم
در آرامش فراموش نکنیم . . .
.
.
.
به خدا گفتم : به من همه چیز بده ، تا از زندگی لذت ببرم
خداوند فرمود : به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری . . .
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 15:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما

گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...
چقدر لحظه های بی تو بودن سخت میگذرد …
چقدر فاصله و دوری زجرآوره …
دوست داشتم اینجا بودی …
کنارم ، نزدیک من …
هوای دلمی …
حداقل میدونستم زیر آسمون شهرمی …
هوای من هوای تو هم هست …
اینجوری احساس نزدیکی بیشتری میکردم …
شاید اونجوری این دل بهونه گیر …
کمتر بی قراری میکرد …
دلم لک میزنه برات ، برای مهربونیات …
کاش فاصله ها وجود نداشتن …
کاش نبودنت حس نمیشد …
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 10:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به همه چیز عادت می کنیم

به داشته ها و نداشته هایمان

خیلی طول نمی کشد که

جلوی آینه زل بزنی به خودت

موهایت را کنار بزنی

و با خودت بگویی

اصلا مگر داشتی اش

مگر از اول بود ؟!

که بودن و نبودنش مهم باشد …
حافظه ی خوب
حافظه ای است که
بداند چگونه امور بی اهمیت را فراموش کند...
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 20:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!
هِـــــــــــــــــی...
ممنونم..شما لطف دارید..حتما...شما بزرگوارید..
.واقعا دور از انسانیت است پدر ومادری که سالها زحمت کشیده اند.
حالا شاید خیلی از خواسته های ما را نتوانسته اند برآورده کنند..ولی حق بزرگی
به گردن ما دارند..و خداوند بارها و بارها در قرآن فرموده اند احترام به پدر ومادر
وحالا بعضی ها بخاطر آرامش وآسایش خود این بزرگواران رو به سالمندان میسپارند وشاید هفته ای،ماه ایی وبعدها میشه سالی یه بار بهشون سر بزنند..یادمه این انیمیشن...خوبی این دنیا همین..شاید الان تاوان کارهای مان را پس ندهیم...ولی روزی به این باور می رسیم که این بلاهایی که داره سرمون میاد بخاطر کاری که مثلا 20پیش 30سال پیش انجام دادیم........از مکافات عمل غاف مشو..گندم از گندم بروید جو زجو...امیدوارم مه همیشه شاد وسلامت باشید و عاقبت همه مان بخیر شود..انشاالله
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 20:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم سپاس گزار بزرگواری جناب عالی ام . . .
چه قدر زیبا می فرمایید : از مکافات عمل غافل نشو . . . واقعا باید این بیت را با طلا نوشت . عصاره شعره جداً . . . هر بلایی که سرمان میاد نتیجه سهل انگاری خودمونه . اگر بیمار میشیم پیشگیری نمی کنیم . اگر رفوزه میشیم مطالعه رو به شب امتحان میزاریم . اگر خونه مون مهمون نمیاد صله رحم نداریم . اگر تصادف می کنیم یا با سرعت زیاد سبقت غیرمجاز می گیریم یا خوابیده ماشین می رانیم . . . و همه این ها یعنی از مکافات عمل غافل نشو . . . پدر و مخصوصا مادر شیره جان خود را به ما داده است . اگر آن ها را از خود برنجانیم باید منتظر بدتر از مکافات عملم باشیم . . .
دعای خیر مادرتان همیشه بدرقه راهتان باد . . .
سلام
حالا باید گفت شب آدینه تون بخیر وشادی: )
خداروشکر ..سلامتی نعمت بزرگیه..آدم هیچی نداشته باشه ولی آب خوش از گلوش پایین بره....دیگه دنیا همین..ولی متاسفانه نسل بعد از ما چیزی نیست که استفاده کنند..درخت ها رو که قطع می کنند...هوا رو که آلوده می کنند.علت این همه گردوخاک وخشکسالی چیه....خیلی فقط به منفعت خود فکر می کنند.و برایشان هیچ چیزی مهم نیست....درست میگید هرکسی که فرزندی داره برای آینده او هم باید تلاش کنه..
آموزش پرورش دیگه..شما تحصیلاتتون بیشتر بشه اونا باید حقوق تون رو زیاد کنند..یه جورایی به ضرر اونا میشه...و میگند به همین تحصیلاتتون قانع باشید..خوشا به حال دوران ساسانی ....: )
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 20:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم و رحمةالله . . .

ممنونم . روزای شکرگذاری تون زیاد . انشاءالله همیشه براتون سلامتی باشه . فراوانی نعمت باشه . تحصیلات باشه . تسهیلات باشه و . . .و شما به خاطر داشتن تمام نعمت ها شکرگذار درگاه خدا باشید . ( آمین ) . . .
یه روزایی منم فکر می کنم که خدایا عاقبت این زمین چه خواهد شد . ما که ده پانزده سال پیش دریاچه ارومیه را میدیدیم آبش داره هرروز بالا میاد و نگران بودیم نکنه شهرهای اطراف زیر آب بره .حالام خیلی خیلی نگرانیم که نکنه ده پانزده سال دیگه اصلاً آبی درون دریاچه نباشه . و این یعنی فاجعه . یعنی مطلق ویرانی منطقه که نه کل نیمه شمالی کشور . . .
پانزده سال پیش جایزه می دادند و تشویق می کردند که برید چاه حفرکنید آب های زیر زمینی را خالی کنید . حالام تهدید می کنند چاه نکنید . چاه های غیر مجاز را پر می کنند . و این یعنی خطر بیخ گوشمونه . . .
وای خدایا بشر چه بلاهایی داره سر خودش میاره . خودت کمکش کن از این باتلاق بیاد بیرون . ( آمین ). . .

آموزش و پرورشه دیگه . . . دقیقا درست می فرمایید نکته ظریف همین جاست . افزایش حقوق ! . . .
آپم داداشی...
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 19:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم که خبرم می کنی . . .
حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 19:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ﺩﻭﺳﺘﻢ !
ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﻻ‌ !
ﮐﻤﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯼ ؟
ﻧﺘﺮﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ . . . !
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺠﺮﻧﺪ ، ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﭼﻪ ﺷﺪ !
“ ﺗﻮ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ”
سلام و بسیار زیبا بود
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 19:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . داداش گلم . از حسن نظرتان متشکرم .
مَن اَرادَ اللّه بِهِ خَیرا رَزَقَهُ اللّه خَلیلاً صالحِا؛

هر کس که خداوند براى او خیر بخواهد، دوستى شایسته نصیب وى خواهد نمود.
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 19:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . و خوش به حال من که خداوند دوستی شایسته چون شما را نصیبم کرده است . . .
سلام
ما هم به همکار با انرژی همچون شما افتخار می کنیم
و حضور شما در وب علم فرهنگ دلگرمی برای ماست
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 15:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم . به هم چنین . . .
مانند آب جاری
صیقل دادم
سنگ های مسیر رود را
تا بگویم
با تمام سختی ها
زندگی جاریست
زیر درخت بید
کنار شقایق ها
زیر آسمون خدا

با چشمک ستاره ها
بازهم عاشق می شوم
با تمام وجود
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 15:20
امتیاز: 0 0
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای !
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای !
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند ؟
گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای !
گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو ؟
گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای !

"ابوسعید ابوالخیر"
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 15:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عارفی را پرسیدند :

"زندگی به جبر است یا اختیار ؟!"

پاسخ داد :

"امروز" به 'اختیار' من است تا چه بکارم ...!!

اما "فردا" به 'جبر' ، محصول آن را درو خواهم کرد ...!!
خواهش می کنم...واقعا عالیه مسلط به دو زبان بودن..ما که بسیار خرسند وشاد می شویم..از خواندن شعرهای آذری ولی متاسفانه ترجمه ی آن...
.
نمیدونم و نیتونم به خود بقبولانم که پدر ومادر به سرای آسایشگاه ببرم..فقط برای راحتی خود....گاهی که گزارش هایی از آسایشگاه سالمندان از تلویزیون پخش میشه..آدم بهم میریزه..پدر ویا مادرهای سالم آورده اند آسایشگاه ..واینها چه گریه ها که نمی کنند..............واقعا چنین آدمهایی عاقبت به خیر می شوند..
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 15:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس گزارم . در مورد ترجمه من در خدمتتونم هر وقت شعری مطلبی ترکی دستتان رسید با افتخار می تونم ترجمه اش کنم . . .
نباید بقبولانیم . آن هایی هم که قبولانیده اند بی شک از بویی از انسانیت نبرده اند . اگر هست باید اجازه داد پدر و مادر هم بخورند . اگرهم نیست آن ها خودشان حاضرند گرسنه و بیمار بمانند و اسم اسایشگاه را نشوند . متاسفانه هر بلایی که گریبان جامعه ما را می گیره از تبلیغات فیلم های نامربوط همین صدا و سیماست. ولی از انصاف نگذریم یک فیلم خوب انمیشنی در این مورد سال ها قبل ساخته بودند .مردی بود که می خواست همراه پسرش پدرش را به سرای سالمندان ببره . پدرش را توی یک سبد گذاشت و پدر را به سرا بردند . برگشتنی پسرش گفت پدر سبد یادت نره برداری . پدر پرسید چه کارش داری پسر گفت آخه می خوام بعدا تو هم که پیر شدی بزارم تو این سبد بیارمت اینجا .و پدر به خود آمد و پدر خود را برداشت آورد خونه شون . . .
مطمئنا اونایی که با پدر و مادر خود آین کارها را می کنند هرگز عاقبت به خیر نمی شوند .
من هم بهترین درودها را در این عصر جمعه پاییزی به شما تقدیم می کنم..
امیدوارم که حالتون خوب باشه....
ممنونم..ما هم به شما افتخار می کنیم...و خانواده بودن یعنی برای هم بهترین ها را خواستن...درست میگید این روزها همه پی مشغله وکارهای خودشانند..و هرکسی کاری میکنه تا اینده خوبی داشته باشه...واقعا خوشحال میشم شما سرمیزنید واز نظرات زیبایتان استفاده می کنیم..واقعا اگر کسی نباشد که مطالب واشعار ما را بخواند ما یک لحظه هم در دنیای مجازی نخواهیم ماند..ماهم از شما انرژی می گیریم ..امیدوارم که همیشه شاد وسلامت باشید

امیدوارم شما هم جمعه خوب و شاد و دلانگیزی داشته باشید..
پاییز دیگه هوا ابری میشه ،باد میاد ولی متاسفانه از باران خبری نیست...
.
حتما دعا خواهم کرد که شما با موفقیت تمام دروس با نمرات عالی پاس کنید...
باید به خودتان انگیزه بدهید و از خواندن درس ها لذت ببرید...امیدوارم که به آنچه که می خواهید برسید...امیدوارم دلتون گرم باشه..
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 15:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم . عصر جمعه شما هم به خیر و شادی . . .
سپاس گزارم . خوبم . . . و با خواندن جملات زیبای شما بهتر هم شدم . مرسی . .
دنیا و بهتره بگم زندگی همینه دیگه به قول ملک الشعرای بهار :
«دگران کاشتند و ما خوردیم
ما بکاریم و دیگران بخورند»
باید تلاش کنیم تا آینده خود و فرزندانمان را تضمین کنیم .. .

ممنونم از دلگرمی دادن تون . واقعا محتاجم به دعا . تلاش می کنم ولی متاسفانه انگیزه را یهویی می بینی گرفتند . تازه بخشنامه آمده که هر کارمند آموزش و پرورش فقط یک بار می تونه مدرک تحویل بده و تحصیلات خود را بالا ببره منم که لیسانسم داده ام .و عملا خواندم به درد آموزش و پرورش نمی خوره . میگن نمی خواد بخونید همان هایی که قدیما یاد گرفته اید برای بچه ها کافیه همونا را یادشون بدید . تو را خدا می بینی وضع درهم جامعه ما را . به نظرتون بر نمی گردیم به دوران اختلاف طبقاتی دوران ساسانی ؟. . .
دیالوگی از فیلم امام علی (ع)

معاویه:
قوی تر از ذوالفقار علی (ع) سراغ داری؟

عمر و عاص:
آری، جهل مردم...


سلام وقت بخیر

امیدوارم جمعه خوبی رو پست سر بزارین
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 11:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما

درهم شده خلقی، ز پریشانی ما

بت در بغل و به سجده پیشانی ما

کافر زده خنده بر مسلمانی ما

شیخ بهایی

و

امام على علیه السلام :
اَلجَهلُ مُمیتُ الحیاءِ وَ مُخَلِّدُ الشَّقاءِ؛
نـادانى، مایـه مرگ زندگان و دوام بدبختى است.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 75
اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید
به دوستان خود نیکی کنید





عبادت 70 بخش است و برترین آن‌ها طلب حلال و به دنبال روزی رفتن است.
پیامبر اکرم(ص)


برخیز که راه رفته را برگردیم

با عشق به آغوش خدا برگردیم

در عرش صدای «ارجعی» پیچیده است

یا ایتها النفس! بیا برگردیم
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 11:15
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز

کاشانهٔ ما رفت بتاراج غمان خیز

از ناله مرغ چمن از بانگ اذان خیز

از گرمی هنگامه آتش نفسان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

از خواب گران خیز

خورشید که پیرایه بسیمای سحر بست

آویزه بگوش سحر از خون جگر بست

از دشت و جبل قافله ها رخت سفر بست

ای چشم جهان بین بتماشای جهان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

از خواب گران خیز

اقبال لاهوری
خیلی عاشق نوکیا N76 بود.
یک روز صبح که از خواب بیدار شد، گفت: دیشب خواب N76 رو دیدم!...
اون موقع بود که فهمیدم هنوز عاشقت نیستم.
محمد مبینی
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 11:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما یه فامیل دور داریم که یه پسر ناز دارند فکر کنم باید سوم ابتدائی بخونه . اسمش . . . ولی تو فامیل صداش می کنیم « ساده نوکیا » پسرک بی چاره دیگه اسمش یادش رفته تا ساده نوکیا صداش نزنی برنمی گرده . . .
عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.
به تالار که رسید... دورترها ایستاد و گفت:
دخترم عروسیت مبارک! ولی ای کاش کاری می کردی تا من هم می توانستم بیایم...
گوشه ای نشست، دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد...
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 11:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای کاش فرزتدان امروزی ( هم دختر و هم پسر ) جایگاه پدر و فرزندی را بشناسند و به ارزش های والای آن پی ببرند . متاسفانه جامعه به اصطلاح پیشرفته امروزی تصمیم های مهم را به گردن کوچک ترها انداخته و عملاً حتّی قدرت شرکت در تصمیم گیری های فرزندان را هم از دست پدران و مادران خارج کرده است . و من شخصاً این ضعف اجتماعی را از چشم صدا و سیما می بینم با فیلم های آن چنانی به ظاهر جذاب و آموزنده . شهر ما منطقه نسبتاً کوچکی است . هنوز به آن مرحله نرسیده است ولی با تبلیغات گسترده رسانه ها و به خصوص صدا وسیما زیاد دور نمی بینم که این معضل دامن گیر مناطق کوچک و روستاها هم بشود متاسفانه . . .
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد . . .
سلااااام

ممنون از نظره زیبایی ک برام گذاشتین واقعا کیف کردممممممممممم

ممنونم
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 10:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و بهترین درودها . . .
من هم از شما سپاس گزارم . وظیفمه خدمت برسم و عرض اردات کنم . . .
چقدر زیبا وقابل تامل بود..
.
خدایا مارا ببخش...........و توبه ما را بپذیر..............
همیشه استغفار کردن باعث افزایش روزی و طول عمر میشود...
استغفرالله ربی واتوب الیه..................
8/8/70چه تاریخ جالبی..وچه شعر واقعا زیباییی..
.
.
بارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 10:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من این شعر را زمانی که چهارم دبیرستان بودم نوشته ام . اگر کم و کاستی و ایرادی در آن است لطفا گوش زد کنید تا اصلاح شود . بالاخره هرچه باشد آن موقع زیاد تجربه نداشته ام و طبیعی است که نیاز به راهنمایی داشته باشم . . . موضوعشم از برخوردهای ضدو نقیض اطرافیانم در ارتباط با خود و خدایشان است . این که خطایی می کنند و پشمیمان می شوند . یک بار و دوبار هم نه جدول ضربی . خواسته ام تکلیفشان را با خود و با خدای خود مشخص کنند . . .
مناجاتی که فرستاده اید بسیار زیبا و دلنشین است . ممنونم . . .
بابت شعری که به زبان آذری ست و شما ترجمه اش را هم نوشتید ممنونم..
پدر ومادر نعمت های بزرگی اند...بعضی ها نمی دانم چطور به خودشون جرات می دهند آنها را از خود دور می کنند...وقتی پدر ومادر از ما آزرده بشوند بدانیم که عاقبت به خیر نمی شویم...و زندگی روی خوشش را از ما خواهد گرفت............

خدایا به همه ی پدر ها ومادرها سلامتی عنایت کن
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 10:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس گزارم . شعرهای آذری هم زیبا و پرمحتوایند . از نظامی گرفته تا شاعران ترک معاصر ، ما ادبیات ترکی بسیار غنی و پرباری داریم . که انشاءالله در فواصل زمانی خاصی هر ازگاهی یکی دو تا از این شعر ها رو با ترجمه براتون می فرستم . . .
متاسفانه واقعیتی که داره به صورت اپیدمی شیوع پیدا می کنه همین بردن سالخوردگان با تجربه به آسایشگاه هاست . بعضیا به جای این که اون عزیزان را روی چشم نگه دارند و از تجربه های گران مایه شون استفاده کنند . دور از حضور پدران و مادران ارجمند مثل ماشین های فرسوده که به پارکینک ها انتقال می دهند ، روانه آسایشگاه می کنندشان . خیلی دردآوره که ما مسلمان باشیم رهنمای ما قرآن و نهج البلاغه باشد و آن همه تاکید و سفارش و حساسیت روی عنوان پدر و مادر باشد و ما با بی انصافی آن همه توصیه ها را نادیده بگیریم . خدا خودش به داد ما و به داد جامعه ما برسه . . .
سلام وهزاران درود به شما دوست مهربان وبزرگوار.

ممنونم..من به نوبه خودم بسیار خوشحال وخرسندم که با شما برادر مهربان وعزیز آشنا شدم ...باید همیشه تو زندگی بهانه ی شادی هامون اول خدا باشد وبعد خانواده...خانواده خیلی مهم...و خوشحالم که بعد از خانواده بهانه شادی هایتان ما دوستانیم...سرودن و زندگی......ما زمانی می توانیم با انرژی وامید زندگی کنیم که بهانه ایی داشته باشیم...............و خوشحالم که دوباره شعر تازه ایی از شما را می خوانم...با عنوان "توبه"............امیدوارم که جمعه ی بسیار خوب وشادی در انتظارتان باشد................و در پناه خدا همیشه شاد وسلامت باشید و وجودتان از همه ی بلایا و اتفاقات دور باشد انشاالله................برقرار باشید..سبز باشید...زنده باشید..........همیشه باشید
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 09:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بهترین درودهایم در این صبح جمعه ای تقدیم به بهترین دوستم . . .

از صمیم دل به داشتنتون افتخار می کنم . ما دوستان اینترنتی دیگه جزوی از یک خانواده گسترده هستیم . گاهی اعضای خانواده چند روزی از هم دور می شوند . هرکدام پی کار خود می روند یه وقتایی هم دیگر را فراموش می کنند . یه وقتایی هم یادشون میاد که باید صله رحم را به جابیاورند . ولی ما هرروز باهمیم . هر روز به هم سر می زنیم . درد دل های هم را گوش می دهیم . و این ها بهانه هایی خوب می شوند تا شادی ها و غم هایمان را باهم تقسم کنیم . از یگدیگر انرژی و امید بگیریم و مجموع همه این ها بهانه ای می شود برای ماندن و نوشتن . . .

ممنونم . من هم امیدوارم شما هم جمعه فرح بخشی داشته باشید . این طرف ها هوا ابری و بارانیه یک کم هم سرد شده دیگه نمیشه بیرون رفت . تو خونه مانده ام . و داشتم تا حالا زبان تخصصی ارشد را می خوندم . خیلی سخته ولی باید بخوانم و حداقل 14 را بگیرم . شمام لطفا دعا کنید این ترمم را با موفقیت پاس کنم . ممنون و سپاس گزارم . . .
یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت

یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت

یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت

یک نظر بر کوه کردم ، کوه لرزیدن گرفت

تکیه بر دیوار کردم ، خاک بر فرقم نشست

خاک بر فرقش نشیند ، آنکه یار از من گرفت

رنگ زردم را ببین ، برگ ِ خزان را یاد کن

با بزرگان کم نشین ، اُفتادگان را یاد کن

مرغ ِ صیاد تو اَم ، افتاده ام در دام ِ عشق

یا بکش یا دانه ده ، یا از قفس آزاد کن ، از قفس آزاد کن

ابر اگر از قبله خیزد ، سخت باران می شود

شاه اگر عادل نباشد ، مُلک ویران می شود

یک نصیحت با تو دارم ، تو به کس ظاهر مکن

خانه یِ نزدیک دریا زود ویران میشود

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند

دم به دم آتش به جان مستمندان می زند

طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست

گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 09:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هر دمم نیشی ز خویشی میرسد با آشنا

عمر شد در آشنائیها و خویشی ها هبا

کینه ها در سینه ها دارند خویشان ازحسد

آشنایان در پی گنجینه های عمرها

هیچ آزاری ندیدم هرگز از بیگانهٔ

هر غمی کامد بدل از خویش بود و آشنا

بحر دل را تیره گرداند چو خویشی بگذرد

میزند بر دل لگد چون آشنا کرد آشنا

خویش میخواهد نباشد خویش بر روی زمین

تا بریزد روزی آن بر سر این از سما

چون سلامی می کند سنگیست بر دل میخورد

بی سلام ار بگذرد بر جان خلد زان خارها

راحتی مر آشنا را زآشنائی کم رسد

نیست راضی آشنائی از سلوک آشنا

شکوه کم کن فیض از یاران ودر خودکن نظر

تا چگونه میکنی در بحر دلها آشنا

گر زمن پرسی زخویش و آشنا بیگانه شو

با خدای خویش میباش آشنا و آشنا
+++++++++++++++++