X
تبلیغات
رایتل

گل بوته های شعر و ترانه ( دفتر دل نوشته ها )

گفتم . . .

با سلام به محضر با سعادت تمامی دوستان بزرگوار :

ضمن طلب پوزش از همه بزرگواران بابت تاخیر چند روزه . شعری از « علی آقای واحد » ، شاعر آذربایجانی را مدت ها قبل به صورت شعر ترجمه کرده بودم ، در پست پیش رو اصل شعر و ترجمه را درج می کنم لطفاً با نظرات ارزشمندتان راهنمایی ام کنید :


گفتم . . .


گفتم : ای غنچه دهان خون چه روان کرده دلت ؟
گفت : ما را چه که از عشــــــق فغان کرده دلت

گفتم : انصاف ! اذیّت نکنــــــــــــــــم عاشقتم ...
گفت : رازم به جهان فاش و عیــــــان کرده دلت

گفتم : از شوق رخـــــــــــت گریه به چشمم افتاد
گفت : بیهوده چـــــــــــرا گریه روان کرده دلت ؟

گفنم : ای نو گل زیبا ! تویی ام باغ و بهـــــــــار
گفت : در حسرت من عمــــــر خزان کرده دلت

گفتم : اندک نکشم حســــــــــرت چشمان تو را
گفت : بی فایده چشــــــــــمت نگران کرده دلت

گفتم : آخر که اسیــــــــــــــــر غمِتَم ! فایده کو ؟
گفت : از اوّل که در این عشـق زیان کرده دلت

گفتم : آن آتش عشــــــــــــــقت چه کند تاثیری ؟
گفت : می ســوزی و آوخ ! چه گمان کرده دلت

گفتم : ای گل که از اوّل منِ گــــــــــــــم عاشقتم
گفت : روحت به چنین عشــــق جوان کرده دلت

گفتم : آواره کویت چو شــــــــــــهابم شب و روز
گفت : واحد ! که چه خوش جای مکان کرده دلت


76/09/22


 عادل فنائی


ترجمه فارسیِ  شعری آذری با عنوان « دیدیم » از علی آقا واحد .

قالب : غزل
وزن شعر : فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
نام بحر : رمل مثمن مخبون محذوف


++++++++++++++++++++++


دیدیم . . .


دیدیم: ای غنچه دهن، کونلومی قان ائیله‌میسن

دیدی: «بی‌جا یئره عشقمده فغان ائیله‌میسن»!


دیدیم: انصاف ائیله اینجیتمه منی عاشقینم...

دیدی: «گئت!،سرّیمی دنیایه عیان ائیله‌میسن»


دیدیم: آغلاتما منی سرو بویون شوقینده!

دیدی: «گوز یاشینی بیهوده روان ائیله‌میسن»


دیدیم: آخر گوزلیم، باغ و بهاریم سنسن

دیدی: «سن عمرینی حسرتله خزان ائیله‌میسن»


دیدیم: آز چکمه‌میشم گوزلرینین حسرتینی

دیدی: «اؤز کونلونی یئر سیز نگران ائیله‌میسن»


دیدیم: عشقینده اسیرم، منه بس خیری نه‌دیر؟

دیدی: «اولده بو سوداده زیان ائیله‌میسن»


دیدیم: عشق آتشی نیلر منه؟ قورخان ده‌گیلم

دیدی: «بیچاره یانارسان! نه گومان ائیله میسن»؟


دیدیم: ای گل! من ازلدن‌ده گوزه‌ل عاشقیم

دیدی: «سن روحینی عشق‌ائیله جوان ائیله‌میسن»


دیدیم: هر گون سر کوی‌ینده دولانماقدر ایشیم

دیدی: «واحد، نه گوزه‌ل یئرده مکان ائیله‌میسن»


شعر از : علی آقا واحد

نظرات (59)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
سلام و هزاران درود بر شما...
ممنونم..میگند هرکسی میگه مواظب خودت باش از صمیم قلب دوستتون داره..ما هم به شما استاد بزرگوار ارادت داریم و دوستتون داریم..و این روزها هم که سرماخوردگی بیداد میکنه..با یه ویروس کوچولو همه بیمار میشند ..
باید دانش آموزی که سرمامیخوره تا بهبودی حاصل نشده به مدرسه نیاید..بهترین کار رو انجام می دهید که می سپاریدشان به دفتر....الان من وخانواده بدجور سرما خوردیم...ویروس که وارد خانه شود..همه مبتلا میشوند....
ای بابا...عمر ما آدمها که مثل باد میگذرد...مثل چشم بهم زدنی سالها پشت سرهم می آیند ومی روند....امیدوارم که همیشه سلامت باشید و خدا پشت وپناه تان باشد...امیدوارم که همه ی ما ایرانی ها در رفاه وراحتی باشیم انشاالله ما که از عرب های حاشیه خلیج فارس که کمتر نیستیم....رفاه و شادی حق هر ایرانی ست............شاد باشید
شنبه 21 آذر 1394 ساعت 15:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . سلام . سلامِ چله تابستانی تو این چند روز مانده به چله زمستانی . . .
مشتکرم . و من هم دوستتان دارم و ازتون خواهش می کنم لطفاً مواظب وجود نازنین دوست و برادر گرامی من جناب آقای محمد باقری ارجمند باشید .نگرانتون شدم انشاءالله که طوری نیست و سرماخوردگی تون زیاد شدید نیست و حتما راه درمان را پیش گرفته اید و صد البته مراقبت را . اگر براتون مقدوره تو خونه اسپند دود کنید . آخه خاصیت اسپند به ویروس کشی اش معروفه . اگه حساسیت ندارید این کار را حتما انجام بدهید . انشاءالله که برف زیاد می بارد و تمام آلودگی ها را با این ویروس های پرخطر از اسمان ایران می شوید و هوا را تر و تازه می کند . استراحت هم براتون واجبه . و اگر شد یک استخر گرم و ماندن چند دقیقه ای با سونای بخور داده خیلی افاقه می کند . این کار را تو خانه هم برای تمامی اعضای خانواده می تونید انجام بدهید . یک کم بخور از داروخانه بگیرید و تو یک قوطی تو محیط خونه بذارید خوب پخش شه و همه تون تنفس کنید . اگه تو حمام باشه که چه بهتر . . .
براتون صبر و حوصله آرزومندم . آخه آدم سرماخورده بی حوصله هم می شود و دعا می کنم کل اعضای خانواده کحترمتون هر چه زودتر بهبود یابید و از طبیعت آخر پاییز به خوبی استفاده کنید ...
ما ایرانی شایسته بهتــــــــــــــــــــــــرین هاییم . برایتان بهتریت درجات و خوش ترین لحظات را آرزومندم . . .
خدایا داداش محمد مرا هر چه زودتر بهبودی بده ( آمین ) . .
ممنونم..من هم شهادت امام رضا(ع) را به شما تسلیت عرض می کنم..
آقای مهربانی ها..یا ضامن آهو(ع)
.
. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نیست‌ ، مگر آن‌ که‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پیامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پیغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر کردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پریشان‌ حالى‌ است‌

"امام رضا(ع)/(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)
جمعه 20 آذر 1394 ساعت 20:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بار دیگر شهادت مظلومانه غریب آشنا حضرت امام رضا ( ع ) را خدمتتون تسلیت عرض می کنم .
حضرت رضا علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم روایت کرد که فرمود:«اسلام در آغاز غریب بود و بار دیگر غریب خواهد شد. و خوشا به حال غریبان.»
چه سلام گرمی..دلگرم شدم...و من هم سلامی به گرمی ظهر تابستان اونم تیرماهی...این روزها به این گرما احتیاج داریم..آنفولانزا ،یا همون سرماخوردگی واگیردار که تو شهر ها شیوع پیدا کرده.. ...مواظب خودتون باشید..
یکی از سختی ها معلم بودن هم اینه که سرماخوردگی دانش آموزان است که گاهی به جای استراحت در خانه...میاند مدرسه و چندین نفر راهم بیمار می کنند..
.
واقعیتی ست....تو سرما سفر لذت نداره..سرد و برفی ...و بالاجبار باید به جایی گرم پناه ببرد..واین گونه سفرها جز سختی ودردسر چیزی را به ارمغان ندارد..و بچه ها هم مثل ما بزرگترها صبور وشکیبا نیستند..که یک جا بند شوند.....همیشه هم می گویند اگر سفری ضروری ندارید به سفر نروید....باید کمی صبر کرد و نزدیکای بهار هوا مطبوع وخنک و معتدل..
.
واقعا همین طوره نمیدانم بعضی ازاین موسسات برایشان فقط پول و منفعت اینها مهم است ...تبلیغات گسترده وآخرش بچه ها فقط پول خرج کرده اند..یه جورایی میشه گفت پولاشون تو چاه ریختند...امان از دست آدمهایی که انصاف ندارند...و فکری چیز درامد بیشتر نیستند......ولی این پول ها بهشون وفا نمیکنه...موفق باشید
جمعه 20 آذر 1394 ساعت 20:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و سلامی به گرمای نگاه دوست که از صمیم قلب هم دیگر را دوست دارند :
متشکرم . شما هم لطفا مواظب خود باشید . پارسال این آنفولانزا در استان ما ( آذربایجان شرقی ) جولان می داد . امسال گویا داره تو کرمان واسه خودش همین طوری می چرخد و می گردد . خدا کنه هرچه زودتر دمشا بزاره روکولش از کشور ما خارج بشه . . .منم سعی می کنم دانش آموزانی را که سرما خورده اند را بفرستم دفتر تا تکلیفشون تعیین بشه و از بچه یک کم اگه توانستم فاصله ام را حفظ می کنم . بازم سپاس گزارم . . .
یاد این شعر از عارف قزوینی افتادم اجازه بده همین جا تقدیمت کنم :

عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
تـاریــخ زندگــی همــه در دردســر گذشت

گویند این که عمر سفر کوته است و من
دیدم که عمر من ز سفر زودتــر گذشت

بستی درم ز وصل و گشودی دری ز هجر
آوخ ببین چه ها بـه مــن در بــه در گذشت

هجر تو خون دل به حسابت حواله کرد
در دوریت، معیشتم از این ممر گذشت

با ارزوی این که همه ما ایرانیان همه چیز را ( پول و دنیا و مقام و حتی بهشت و لقا<الله ) را اول برای هم وطنان مان آرزو کنیم بعد به خودمان . . .
شاد و سلامت باشید .
سلام......از تموم مطالب وبتون دیدن کردم....آپم ... حتما سر بزنید....من هم سر فرصت کامنت هامو بیشتر میکنم...موفق باشین
جمعه 20 آذر 1394 ساعت 00:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . سپاس گزارم . لطف کرده اید . من هم حتما خدمت می رسم .
سلآم

رحلت پیامبر(ص)+شهادت امام حسن(ع)+شهادت امام رضا(ع) بهتون تسلیت میگم[ناراحت]
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 19:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام :
شب شهادت حضرت رضا ( ع ) را خدمتتون تسلیت عرض می کنم .
از امام‌ رضا درباره‌ بهترین‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نیکى‌کنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ کنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه‌ خشم‌ کنند . درگذرند
28صفر رحلت پیامبر اکرم(ص) پیامبر مهربانی ها و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را به شما تسلیت می گویم..
.
آسایش آدمی ،در زندانی کردن زبان است
.
دو دوست چون دو دستند که آلایش یکدیگر را می شویند..
"پیامبر اکرم(ص)
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 15:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . شب شهادت هشتمین پیشوای سپهر امامت و ولایت را خدمتتون تسلیت عرض می کنم .
امام رضا ( ع ):
صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله.(6)
دوست هرکس عقل او, و دشمنش جهل اوست.
سلامی گرم تو این روزای سرد به شما دوست خوب ومهربانم..
امیدوارم که همیشه سلامت باشید ..خواهش می کنم..همیشه وهمیشه میگند اگر سفر ضروری ندارید سفر رو به روزهای بهتری موکول کنید..چون هرجا هم که برویم..باید کنار بخاری یا جایی گرم اتراق کنیم..ولی باید به قول تون عمل کنید وآنها را به سفر کوتاه ببرید..باید همیشه وفادار به قول های مان باشیم...
گفتم چینی فوق العاده سخته..ولی آدمیزاد فقط یکی دوسال تو کشور چین زندگی کنه..زبان آنها را دست وپاشکسته هم باشه یاد میگیره...واقعا که زبا سخت و عجیبیه....نمیدونم ولی بعضی ایرانی ها خودشون رو مدیون مردم می کنند..پول زیادی می گیرند..ولی کلاس هایشان اون کفایت رو نداره...باید همیشه به کیفیت اندیشید تا سود بیشتر...مواظب خودتون باشید...موفق باشید
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 15:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درودی به گرمای ظهر وسط تابستان :
ممنون از هدایت گری های دل سوزانه تان . درست می فرمایید نباید بی گدار به آب زد . زیاد واجب نسیت که تو این سرمای راست راستکی خودمان را زا به راه کنیم که مثلا به مسافر می رویم . مسافر زمانی می چسبد که به هر شهری که رسیدی حد اقل دو سه ساعت توش بگردی و به هر طبیعتی که رسیدی اتراق کنی و از مناظر دور وبر لذت ببری . مسافرتی که داخل ماشین یا تو مسافرخانه ها بگذرد مسافرت نیست که منازعت است . بچه ها خواهند گفت این چه مسافرتی است که ما را آورده ای اگه می خواستیم بیرون نرویم که می ماندیم همان کنج خانه خودمان که ! آن وقت نزاع و منازعت شروع می شود و بیا این را درست کن تو شهر غربت . همان بهتر که این چنین مسافری شروع نشود . . . .
انشاءالله دم عیدی ! . . .
ای کاش همه ما کاری را قبول می کنیم تا آخر پاش وایستیم . این موسسه های آموزشی دوست دارند پول بگیرند و همه اش هم تبلیغات آن چنانی ولی در عمل هیچ نتیجه ای کسی از آن ها نگرفته . اگر دقت کنید تو اخبار دم اعلام نتایج کنکور همه اونایی مه رتبه برتر می آورند می گویند که خودشون ، فقط مطالب کتاب های درسی شان را خوانده اند و به هیچ کلاسی نرفته اند . منم بین دانش آموزانم می بینم که آن هایی که تو خونه درس می خوانند موفق ترند .. .
شاد باشید و موفق . . .
ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی / زهر از جان تو انگار جگر می خواهد

دل تو سوخته از درد به خود می پیچی / لب خشکیده تو دیده تر می خواهد

خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد / پدر از نفس افتاده پسر می خواهد

لحظه رفتن خود در نظرت می آمد / روضه مرد غریبی که نفر می خواهد
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 12:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام شب شهادت امام رضا ( ع ) را خدمتتون تسلیت عرض می کنم .
امام رضا ( ع ) :
ان الله یبغض القیل والقـال واضـاعه المـال و کثـره السـوال.(8)
به درستى که خداوند,داد وفریاد وتلف کردن مال و پرخواهشى را دوشمن مى دارد.
گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است
ایام سوگواری تسلیت باد.
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 12:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
21. به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هرکه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هرکه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندک‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ کردار اندک‌ او خشنود باشد ، و هرکه‌ به‌ اندک‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبک‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند .
امام رضا ( ع )
نه تـنها مــاتـم جان سوز پـرچـمدار تــوحـید اسـت
کـه هستـى شد سیه پـوش امام ممتحن امشب
گـهـى گـــــریـم ز داغ جــــانــگداز حــضرت خــاتـم
گهى نالم چو نى درسوگ فرزندش حسن امشب

صلی الله علیک یا رسول الله(ص)

صلی الله علیک یا حسن بن علی(ع)
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 12:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نیست‌ ، مگر این‌ که‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خیر اندک‌ دیگرى‌ را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدایش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدایش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چیست‌ و چیست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چیست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز این‌ که‌ بگوید او از من‌ بهتر و پرهیزگارتر است‌.
حضرت رضا ( ع )

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
بهترین دوست ها، از لحظات سخت زندگی
برات آلبومی از خاطره های رنگی می سازند،
آلبومی که هرگاه ورقش بزنی، خنده هایت،
تلخی رو توی خودشون حل کرده باشند …
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 09:04
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ختم رُسُل به سوی جنان می‌کند سفر

جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر

ریزید خون ز دیده که در آخر صفر

کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر

رحلت نبی رحمت تسلیت باد . . .
سلام و درود من هم خدمت شما برادر ودوست بزرگوارم...جناب آقای فنایی
ممنونم..همچنین ..نگران نباشید بچه ها به چنین پدری افتخار می کنند که طالب علم و دانش است..و آنها هم راه شما را دنبال خواهند کرد.کانون زندگی تان همیشه گرم وصمیمی..بچه های امروز بچه های دانا و روشن فکریند..تحمل می کنند تا پدرشان به آنچه می خواهد برسد وبعد جبران می کند.....زمستان است با اینکه مناظر زیبای برفی دلنشین وزیباست ولی به علت لغزندگی و سرما سفرکوتاه بهترین گزینه است..باید قول یه سفر چندروزه در بهار یا نوروز بهشون بدهید که هوا فوق العاده عالی میشه ..باز شدن شکوفه ها،آواز بلبلان و چکاوکان...امیدوارم با نمره عالی قبول بشید..کشوریی مثل افغانستان که می بینیم کشور جنگ زده و پیشرفته ایی نیست...وقتی دوره تحصیلات شون رو تمام می کنند.به زبان انگلیسی مسلطند..ماشاالله..عربی وچینی...
برایتان آرزوی سلامتی،دارم وامیدوارم استاد بزرگوار این امتحانات هم به خوبی وخوشی پست سربگذارید..دلتون گرم وامیدتون به خدا باشه
پنج‌شنبه 19 آذر 1394 ساعت 09:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم :
رفیق شفیقم جناب آقای باقری از بابت راهنمایی های دلسوزانه و برادرنه و به جاتان از صمیم قلب تشکر می کنم . راست می فرمایید مخصوصا که زمستان امسال هم دشواری های خاص خودش را دارد . سفر چند روزه را از سرشان به در می کنم و آن را به روزهای بهتری موکول می کنم و قول سفر یک بعد از ظهری را برایشان به همین شهر های اطراف حواله می کنم . ممنونم از پیشنهادتان . . . . چینی (؟؟؟؟؟!!!!!!) نه بابا زبان چینی ؟ این سخت ترین زبان دنیا ؟ من از زبان چینی نه خوشم می آید و نه حاضر بشنومش . آخه یک جورایی شیرین می زند . دقت کردین همه اش « چ » و « ش » است . حتی « س » را هم « ش » تلفظ می کنند . حوصله آدما سر می برند . . . همون عربی در حد دست و پا شکسته !. . . تو ایران ما ماشاءالله تا بخواهی کلاس های تقویتی زبان انگلیسی !!!! ولی باورکنین به جرأت می توانم بگویم خود مدرَس هاشونم قادر به مکالمه با یک انگلیسی زبان نیستند ( الحمدالله ) تا جایی که من می شناسمشون . آن هم علتش اینه که مدیریت موسسه ها مدرسی را که پول کمتری بگیرد می آورند و باسوادها در ته صف مانده اند . . . .
شاد و سر بلند باشید .
نوشته: بنت الهدی از [ ایران ]
داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم
لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم
یا ایّها الرّسول بدون دعای تو
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم . . .
چهارشنبه 18 آذر 1394 ساعت 23:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در ماتم فراق پدر گریه میکنم

همراه شمس و نجم و قمرگریه میکنم



شب ها و روزها زغمش مویه میکنم

تا آخرین توان بصر گریه میکنم



خواب شبانه ازسر زهرا پریده است

مانند شمع تا به سحر گریه میکنم



داغی عظیم دیده ام ای مردمان شهر

با لحن جانگدازی اگر,گریه میکنم



پیغمبر طوایف اهل بکاء شدم

قدر تمام اشک بشر گریه میکنم



خشکد اگر که چشمه ی اشکم دوباره من

با دیده های سرخ جگر گریه میکنم



شعر از : وحید قاسمی
ه تنها ماتم جان سوز پرچمدار توحید است
که هستى شد سیه پوش امام ممتحن امشب
گهى گریم ز داغ جانگداز حضرت خاتم
گهى نالم چو نى در سوگ فرزندش حسن امشب . .
چهارشنبه 18 آذر 1394 ساعت 23:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
او ز فردای حسین و حسنش داشت خبر

از خزان گشتن باغ و چمنش داشت خبر

از به آتش زدن یاسمنش داشت خبر

از غم حیدر خیبر شکنش داشت خبر

از حسین و بدن بی کفنش داشت خبر



اشک از دیده فرو ریخت و روحش پر زد

پر زد و دختر مظلومه ی او بر سر زد


+++++++++++++++++

سلام علیکم :
رحلت جانگداز خاتم الانبیا حضرت محمد ( ص ) را تسلیت می گویم .
سلام استاد بزرگوار.مسرورم از زیارت شما در فضای مجازی
من عاشق شعرم نه برای حفظ که برای زندگی.
مطالبتان جالب و قابل استفاده بود.امیدوارم همیشه زنده باشید.
از گلستان سعدی بیشتر مطلب بگذارید و ایضا از مولانا که فوقالعاده ست.
چهارشنبه 18 آذر 1394 ساعت 00:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم :
استاد بزرگوارم ، جناب آقای صمدی بزرگوار بسیار به خود می بالم که دعوتم را اجابت کردید و به گل بوته های شعر و ترانه تشریف آوردید . قدردان حضور گرمتانم و برایتان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم . فرموده اید از اشعار پر محتوای شاعران نامی ( سعدی و مولانا ) در وبم بهره بگیرم . از راهنمایی دل سوزانه تان قبلاً و قلباً تشکر می کنم ، با عرض معذرت اگر جسارت نباشد باید عرض کنم تمامی شعر هایی که در وبلاگ دل نوشته های گل بوته های شعر و ترانه درج می شوند از دل نوشته های خودم می باشند و برای سایر شاعرین وبلاگ دیگری دارم که فعلا بنا به دلایلی که در آن جا درج کرده ام به امان خدا سپرده امش . ولی اگر دوست داشتید شما را لطف کنید و سری به آدرس زیر بزنید و نظرتان را به ماندن یا نماندم در وب فوق ابلاغ بفرمایید :

http://adelfanaei.blogfa.com/

مضافاً این که در صورت امکان به آدرس زیر هم تشریف ببرید و در صورت اقتضای وقت راهنمایی ام کنید لطفاً :

http://adelfanaei.mihanblog.com/post/author/1382916

از زحمتی که می دهم عذر می خواهم و از زحمتی که متحمل می شوید سپاس گزارم .

در پناه یزدان دانا و توانا .
سلآم

سه‌شنبه 17 آذر 1394 ساعت 22:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
خوش آمده اید . . .
روح نیز همچون رودخانه و گیاه ب نوع دیگری از باران نیاز دارد
امید
ایمان
و دلیلی برای زیستن...

سلامت باشید
سه‌شنبه 17 آذر 1394 ساعت 20:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا مرحم تمام دردهاست...
هر چه عمق خراش های وجودت بیشتر باشد!
خدا برای پر کردنش بیشتر در وجودت جای میگیرد.
سلام . وهزاران درود به شما.
خدا خیرتان دهد...ممنونم بابت اینهمه مهربانی ولطف
واقعاسرد و استخوان سوز...که مجبوریم در خانه هم با چندین لباس خودمان را گرم کنیم...درود برشما....چندسال قبل که بخاری و ...نبود چقدر کرسی ،لحاف و دور هم بودن ها شیرین وجالب بود..دیگه مشغول درس وامتحان هستید سرما و..این چیزا رو حس نمی کنید...تبریک میگم..که طالب علم ودانش هستید..و بابت این اطلاعات زیبا ی لئو تولستوی هم ممنونم.13تا بچه داشته..ولی طلاقش اوج نامردی بوده..ولی ثروتش را بین فقرا تقسیم کرده عالی بوده.....چه زندگی خصوصی جالبی داشته این نویسنده بزرگ با کتاب های مشهورش که هنوز هم زبانزد خاص و عام است.....خدا حفظتون کنه..پس شما مسلط به 3زبان فارسی،ترکی وانگلیسی هستید..............موفق باشید
سه‌شنبه 17 آذر 1394 ساعت 20:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هزاران درود خدمت دوست گرامی ام جناب آقای باقری :
متشکرم . انشاءالله که در این سرمای بیرونی کانون گرم خانواده محترمتان با گرما وجود شما انرژی هزاران برابر بگیرد و سرما محبت اعضا خانواده گرامی تان را به هم نزدیک تر کند . درود بر شما که با کم کردن شعله بخاری و پوشیدن البسه ضخیم در صرفه جویی گاز با سایر هم وطنان عزیز همکاری می کنید . من که فعلا کمی از اعضای خانواده دورم . من در یک اتاق مجبورم تا مدت ها تنها بمانم تا درس هایم را بخوانم و بچه ها هم هر کدام یک جوری سرشان را گرم می کنند و دوری مرا مجبوراً تحمل می کنند . بعد از اتمام امتحاناتم ( 26/10/94 ) انشاءالله حسابی از خجالتشون در میام . و نیم سفر کوتاهی به دور وبر می برشمشون تا هوایی تازه کنند و فرصتی بشود یک کم بیشتر باهم باشیم . . . نه بابا من انگلیسی را زیاد وارد نیستم فقط در حد گذراندن 2 واحد زبان تخصصی ام دارم خودما می کشم تا با دعای شما رفوزه نشوم . عربی را بگید شاید هم چین بگی نگی گلیمما از آب در میارم . . .
در پناه خدا . . .
در کنکاش خویشتن
حقیقت را کشف کردم
در کنکاش حقیقت
عشق را
در کنکاش عشق
خدا را یافتم
و در خدا
همه چیز را
دوشنبه 16 آذر 1394 ساعت 22:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.
گرمترین سلام ها ودرود ها به شما استاد مهربان و برادر خوب م
ممنونم..شما همیشه منو شرمنده می کنید..شما لطف دارید..
بودن شما باعث دلگرمی وامید و آرامش ماست....شما فوق العاده اید وهمیشه از خدا برای شما سلامتی و آرامش و بهترین ها را آرزو می کنم.
و شما هم هدیه ،موهبت،نعمتی از جانب پروردگاریت..شمالطف دارید..
بابت وقت گذاشتن و منت بر ما می گذارید و جوابگوی نظرات هستید..و شعرهای زیبای ترکی را به فارسی ترجمه می کنید.واقعا ممنونم..همیشه باشید ...که بودن شما بازم میگم باعث دلگرمی و آرامش ما میشود..
امیدوارم که همیشه همیشه سلامت باشید و به همه ی آرزوهای تان برسید.......بازم ممنونم..................خدا پشت وپناهتان باشد..
دوشنبه 16 آذر 1394 ساعت 22:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و صد سلام ای مهربان دوست
خدا پشتت بَُوَد چون پشتبان اوست . . .
شب سرد ولی خیلی خوشایند پاییزی ات خوش و خرم . من که از این فصل از سال لذت بسیاری می برم . امیدوارم این موسم سال برای جناب عالی نیز دل چسب و گوارا باشد . ممنونم بابت تمام جملات محبت آمیزتان . انشاءالله که درخور فرمایشاتتان بوده باشم . . . باری ! . . . گوارایی پاییز و سرمای استخوان سوزش از یک طرف و گوارایی و چسبیدن درس و امتحانات از طرف دیگر حس مبهمی در من به وجود آورده که نمی دانم دارم کیف می کنم یا زیادی اذیت می شوم که فکر می کنم کیف اینه که من دارم . چند روز است که دارم زبان خارجه می خوانم . امروز مطلبی توجهم را جلب کرد که دوست دارم شما هم مطلع شوید : حتما نام لئو تولستوی نویسنده روسی را شنیده اید . امروز از داستان نویس مطلب می خواندم . خلاصه درسمون اینه که تولستوی والدینش را درکودکی از دست می دهد و پیش عمه هایش بزرگ می شود . بعد از مدتی سرگردانی و آوارگی تصمیم می گیرد وارد ارتش شود . به عنوان دانشجوی دانشکده افسری درس می خوانده که رمان « جنگ و صلح » را در موضوع حملات ناپلئون به روسیه می نویسد .

کتاب جنگ و صلح مدتی به انکلیسی ترجمه نمی شود .
بعد از وقفه ای کوتاه رمان « آنا کارنینا » را در مورد رابطه عاشقانه و خودکشی عاشق را می نویسید . و در این رمان هدفش این است که « خدا را نباید فراموش کنیم » . و در این کتاب و چندین مقاله مذهب خود را تبلیغ می کند . در روسیه به خاطر مذهبش او را به کفر گویی متهم می کنند . و مدتی با همسرش که دختر یک فیزیکدان بوده مشاجره می کند و بعد از مدتی در حالی که سیزده ( 13 ) فرزند داشته جدا می شود . سیزده فرزند (!!!!!) بعدها تولستوی که ثروت زیادی داشته تصمیم می گیرد ثروتش را در راه فقرا خرج کند و این کار ا هم عملی می کند و در یک روستا به صورت دهاتی ادامه زندگی می دهد . بعدها مذهبش را تغییر می دهد . مذهب جدید ایجاد می کند که تقریبا خلاصه شده مسیح بوده با ایت تفاوت که می گفته نباید در برابر شیطان مقاومت کرد . . . . در پایان زندگی اش در یک سفر زمستانی در یک ایستگاه قطار در خانه سوزان بانی رهسپار دیار آخرت می شود . . . .
بعضی ها عجیب هستند
با یک اتفاق می آیند و می نشینند ته ته دلت ،
و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند .
خوب میخندند ؛
خوب گوش میکنند ؛
اصلا انگار آمده اند که مایه دلگرمیت باشند .
حتی اگر نباشند ؛
رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر
عشق میورزند
حتی متلکهایشان به جانت مینشیند .

بعضی ها عجیب خوبند .
یادشان که می افتی روحت جانی دوباره میگیرد.
یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت مینشیند .
بعضی ها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند .
بعضی ها عجیب می آیند و عجیب تر انکه دیگر نمیروند حتی وقتی که از کنارت رفته اند .
میمانند ؛
لبخندشان ..
تصویرشان ..
صدایشان ..
حرفهایشان ..
همه را پیشت امانت میگذارند
و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره آنها .
بعضی ها عجیب خوبند
و شما استاد عزیزم جناب آقای عادل فنایی از این دسته آدمهای مهربان وماندگار هستید...
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 20:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیادی خوب بودن، خوب نیست

زیادی که خوب باشی دیده نمی شوی ...

می شوی مثل شیشه ای تمیز

کسی شیشه ی تمیز را نمی بیند

همه به جای شیشه، منظره ی بیرون را می بینند

ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد

وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد

همه آنرا می بینند

همه سعی می کنند تمیزش کنند

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی شکننده تر می شوی

با هر قدرناشناسی دلت ترک بر می دارد

می شکند

تکه های شکسته را در دستانت می گیری

نگاه می کنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت

زیادی خوب بودن، خوب نیست

زیادی که خوب باشی، به زیادی خوب بودنت عادت می کنند!

آنوقت کافیست کمی بد شوی

همه گمان می کنند زیادی بدی



«سیمین بهبهانی»
سلام و هزاران درود به استاد وبرادر و دوست خوب ومهربانم..
واقعا این روزها سرما را با تمام وجود میشه احساس کرد..وجود شما دل ما را بسیار گرم می کند..و امیدوارم که دلتون همیشه گرم باشه وتن و وجودتان سلامت...و زندگی بروفق مرادتان....من خواندم ولذت بردم..آنقدر زیبا و قوی ترجمه کردید که ما هم از این شعر ترکی بسیار لذت بردیم...وچقدر زیباست شعرهای عاشقانه..
.
وای متشکرم..بابت این همه لطف ومهربانی ..چه شعر زیبایی..درباره من حقیر...سپاس سپاس وسپاس..کاش من هم می توانستم در مقابل این همه مهربانی ولطف اینگونه برای شما می سرودم..ولی حیف که این استعداد را ندارم...و همیشه از خدا برای شما بهترین ها را آزو می کنم..آرزوی سلامتی،عاقبت بخیری..سعادت،و هرآنچه که با برآورده شدن آن بسیار مسرور شاد میشوید....درود خدا بر شما...به خدای مهربانی میسپارمتان....و این شعر و این هدیه ی بسیار زیبا را برای همیشه پیش خود نگه می دارم..سلامت باشید
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 20:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بی انتهاترین درودهایم تقدیم به بی بدیل ترین دوستم جناب آقای باقری :
برادر دانا و فاضلم جناب آقای محمد شما را که دارم دیگر نه غم تنهایی و نه حرص همدمی ثانی دارم . شما پرتوی از کهکشان الطاف ایزدی و لطفی از عنایات ویژه حق تعالی هستید که خداوند متعال به من هدیه فرموده است . قدر این هدیه را می دانم و امیدوار شایستگی دارا بودنتان را داشته باشم . برای صحت وجودنازنینتان دعا می کنم و از پروردگاری که همه هستی در ید قدرت اوست طلب می کنم که به بالاترین جایگاه ارج و قربت الهی و بشری نایلتان گرداناد . . .
شعر ناقابلم برگ سبزی بود به قول معرف « تحفه درویش » هرچند آن طور که باید و شاید نتوانستم لیاقت ها و ارزش های شما را به درستی به تصویر بکشانم . لیکن آن مقدار اندک را به بزرگواری خوتان ببخشید و ارادت کامل برادر کوچکتان را بدین بهانه پذیرا باشید . . .
با سپاس از عنایات بی دریغتان . . .
یا حق . . .
پرستویی نوشت:
"هر قدر سنم بیشتر میشود کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم اهمیت میدهم.از این رو هر چقدر مسن تر میشوم بیشتر از زندگی لذت میبرم ...حذف کردن آدمها از زندگیم به این معنی نیست که ،از آنها متنفرم!!معنای ساده اش این است که برای خودم احترام قائلم ...هر کسی قرار نیست به هر قیمتی تا ابد با من بماند ...لطف بسیار بزرگی در حق خودمان خواهیم کرد اگر کسانی که روحمان را،مسموم میکنند را رها کرده و به آرامش پناه ببریم ...زندگی به من آموخت که هر اشتباهی تاوانی دارد ،وهر پاداشی بهایی ...پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود."
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 19:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیادی خوب بودن، خوب نیست

زیادی که خوب باشی دیده نمی شوی ...

می شوی مثل شیشه ای تمیز

کسی شیشه ی تمیز را نمی بیند

همه به جای شیشه، منظره ی بیرون را می بینند

ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد

وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد

همه آنرا می بینند

همه سعی می کنند تمیزش کنند

زیادی خوب بودن خوب نیست

زیادی که خوب باشی شکننده تر می شوی

با هر قدرناشناسی دلت ترک بر می دارد

می شکند

تکه های شکسته را در دستانت می گیری

نگاه می کنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت

زیادی خوب بودن، خوب نیست

زیادی که خوب باشی، به زیادی خوب بودنت عادت می کنند!

آنوقت کافیست کمی بد شوی

همه گمان می کنند زیادی بدی



«سیمین بهبهانی»
چندتا فیلترشکن که هیچ وقت از کار نمی افتند.

لیست فیلتر شکن ها:
- نماز: فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن

امضا و مهر کرده ...باور نداری " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44"

ماه مبارک رمضان: این سری از فیلتر شکن ها به مدت یک ماه برای شما کاربرد دارد

ولی ویروس هایی که با گناه وارد خود کرده اید را قتل عام می کند .

قرآن : فقط برای فیلتر شکن بگویم که نظیرش اصلا وجودندارد همه متخصص فیلتر

شکنی(پیامبران) جلوی این کلام الهیزانو می زنند ...برای اثر کردنش اولین قدم

خواندنش و فهمیدنش و پله آخر عمل کردنبه آن است

محبت اهل بیت: متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته

صاحبانش این فیلتر شکن ها برای کسانیاست که واقعا به ما اعتقاد داشته و

پیرو ما باشند.

اذکار: این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود

اخطار : در مورد فیلتر شکن اذکار باید بگوییم نسخه های

تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید

دلیل فیلتر شدن


وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلش به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود

این فیلتر ها بر چشمانمان ،گوش هایمان وقلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار

این گناهان شداگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه

مستقیم هدایت می شود.
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 16:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم :
خیلی زیبا و به جا و لازم بود ممنونم . دست شما درد نکند . پس هنـــــوز دیر نشـــده ، توبه کنیـــم ...
روزی که یگانه منجی ( عج ) ظهور می کند نزدیک است ...
پس همین حالا بر شیطان رجیم لعنت بکنیم و راهمان را از او که دشمن مسلمین جهان به خصوص شیعه هاست , جدا بکنیم !!!
اللـــهم عجـــل لولیـــک الفـــرج
در نیمه اول زندگی برای شروع کار میگوییم :

حــــــــــــــالا زود است و

در نیمه دوم می گوییم :

حــــــــــــــالا دیــــر است
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 16:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلت را خانهٔ مـا کن ، مصفـا کردنش با من
به من درد دل افشا کن ، مـداوا کردنش با من

اگر گم کرده‌ای اِی دل ، کلید استجــابت را
بیا یک لحظه با ما باش ، پیــدا کردنش با من

بیفشان قطره‎ی اشکی که من باشم خریدارش
بیاور قطره‌ای اخــلاص ، دریـــا کردنش با من

اگر درها به‌ رویت بسته شـد ، دل برمکن بازآ
درِ این خانه دق‌البـاب کُـــن ، واکردنش با من

به ما گو حاجت خود را ، اجـابت می‌کنم آنی
طلب ‎کن هرچه می‌خواهی ، مهیّـــا کردنش با من

بیا قبل از وقـوع مرگ روشـن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را جمـع ، منها کردنش با من

چو خوردی روزیِ امروز ما را ، شـکرِ نعمت کن
غم فردا مخور ، تأمیــن فـــردا کردنش با من

به قـرآن آیهٔ رحمت فـراوان است ای انسان
بخوان این آیه را ، تفسیر و معنا کردنش با من

« اگر عمری گنـه کردی، مشو نومیــد از رحمت
تو توبه نامه را بنویس ، امضـا کردنش با من »
خدایاااااااااااا....
دلم می خواهد...دفتر ِ مشقم را باز کنم...و دوباره تمرین کنم ...
الفبای زندگی را ...
من...چیزی شبیه ِ زندگی کردن را فراموش کرده ام ...!!!
می خواهم...خط خطی کنم...تمام آن روزهایی که دلم را شکست ....
دلم...می خواهد ....
اگر معلم گفت...در دفتر نقاشیتان هر چه می خواهید بکشید ...
این بار...تنها...و تنها...
نردبانی...بکشم ......به سوی تو خدای من.....!!
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 20:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی

یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا
در تنگنای از تو پریدن گذاشتی

وقتی که آب و دانه برایم نریختی
وقتی کلید در قفس من گذاشتی

امروز از همیشه پشیمان تر آمدی
دنبال من بنای دویدن گذاشتی

من نیستم... نگاه کن این باغ سوخته
تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی

گیرم هنوز تشنه حرف توام ولی
گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟

آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند
اما برای من دل چیدن گذاشتی؟

حالا برو برو که تو این نان تلخ را
در سفره ای به سادگی من گذاشتی

مهدی فرجی
روزی فراموش خواهیم کرد که
چه صدمه ای دیده ایم،
چرا گریه کرده ایم و
چه کسی باعث آن شد.
سرانجام متوجه خواهیم شد
رمز آزاد بودن انتقام نیست بلکه
این است که بگذاریم همه چیز
به شیوه خود و در زمان خود
معلوم گردد.
در نهایت آنچه که مهم است، نه فصل اول،
بلکه فصل آخر زندگیمان است که نشان می دهد
مسیر را چگونه پیموده ایم.
پس همواره بخندید، ببخشید،
اعتقاد داشته باشید و عشق بورزید.
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 20:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کفشهایم کجاست؟ میخواهم بی خبر راهی سفر بشوم

مدتی بی بهـــــار طی بکنم دوسه پاییــــز دربــه در بشوم

خسته ام از تو از خودم از ما، ما ضمیـــر بعیــــد زندگی ام

دونفر انفجار جمعیت است پس چه بهتر که یک نفر بشوم

یک نفر در غبـــار سرگردان یک نفــر مثل برگ در طوفان

می روم گم شوم برای خودم کم برای تو دردسر بشوم

حرفهــــای قشنگ پشت سرم آرزوهـــــای مادر و پدرم

حیف خیلی از آن شکسته ترم که عصای غم پدر بشوم

پدرم گفت دوستت دارم پس دعـــا مـــی کنم پدر نشوی

مادرم بیشتر پشیمان که از خدا خواست من پسر بشوم

داستانی شدم که پایانش مثل یک عصر جمعه دلگیر است

نیستـم در حدود حوصله ها پس صلاح است مختصر بشوم

دورها قبر کوچکی دارم بی اتاق و حیاط خلوت نیست

گاه گاهی سری بـزن نگذار با تو از این غریبه تر بشوم



مهدی فرجی
سلام وهزاران درود بر شما
ممنونم از لطف شما..ولی من واقعیت ها را بیان می کنم..
آنقدر شعر را زیبا ترجمه کردید که مثل اینکه از اول شعر به ربان فارسی بوده..شیرین،روان و بسیار زیبا..واقعا متشکرم از شما..دیگه شاعر برای هم زبانان خود شروده ..روح این شاعر شاد...شما سنگ تمام گذاشتید..عالی بود..امیدوارم باز هم از این شعرها با ترجمه شما استاد بزرگوار بخوانیم ولذت ببریم...
.
شما لطف دارید..ممنونم..خدا شما رو حفظ کند..وزندگی همیشه بروفق مرداتون باشه..من هم خداروشکر می کنم..با شما آشنا شدم..بسیار متواضع ،مهربان ،بخشنده و فروتن....خدایا شکرت..امیدوارم که در زندگی به همه ی آرزوهای تان برسید..و همیشه شاد وسلامت باشید...در پناه خدا
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 20:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گرم ترین درودهایم در این سرمای ناجوانمردانه پاییزی تقدیم به جوانمردترین دوستم جناب آقای باقری :
برادر ارجمندم این که ترجمه شعر « گفتم » به کام جانتا نشسته است بسیار خوشحالم و به خودم امیدوار می شوم که در این مسیر مصمم تر باشم . چرا که مشکل پسندی چون جناب عالی شکلی از صحّه بر آن نهاده اند ولی چنان که اشکالی در روند ترجمه احساس فرمودید لطفا گوش زد کنید تا رفع مورد شوند . بسیار بسیار سپاس گزارم . . . خداوند متعال روح رفتگان شما را هم قرین رحمت ابدی خود قرار دهاد . ( آمین )
من که وسعم به جز تشــــکر نیست
هــر چه کردم خلاصه در خور نیست
از خدا خواهم محمــــــــــــــــد آقا را
که سینـــه شان ز کینه ها پر نیست
شاد و سالــــــــــم همیشه یارش باد
که در صـــدف همیشه این دُر نیست
دُرّتان جناب باقری جاویـــــــــــــــــد
آب چشــــــــــــــم مهرتان کُر نیست
این که عادل همیشـــه مهرتان دارد
خود حقیقــــت است و ردخور نیست
شـــــــــــــــــعر من اگر شود تحقیق
بین اشعار ترکی و کردی و لر نیست
شعـــــــــر ویژه تشکر از عالی است
گــرچه ناقابل است و آن طور نیست

افسـرده ای ؟
آزرده ای ؟
من نمیگـم درست میشـه
من نمیگـم رنجـت تموم میشه
اما میبینم چیزی درونت رشـد میکنـه
و میدونم تو قوی تـر میشی !
پس نجنگیـده تسلـیــم نشـو
حتی وقتی مقدر شده ببـازی ...
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 18:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مهدی فرجی



روزی آخر تو مرا شیخ اجل میخوانی

روز میلاد مرا روز غزل میخوانی

****

شب به شب بیت به بیت غزلیاتم را

در گوش پسرت جای مثل میخوانی

****

اگر اخبار نخواندی خبر مرگم را

شبی از پچ پچه ی اهل محل میخوانی!

****

باد آموخته هر روز نوازش بکند

شاعری را که تو هر شب به جدل میخوانی

****

جادویی هست در این شعر که لذت نبری

بعد از این غیر من از هر که غزل میخوانی
دِلـمـ یڪ ڪـوچه میخـواهد...

بـے بُن بَـستـ ...

و بـارانے ، نَـمـ نـَمـ ...

و یـڪ "خُــــــدا" ڪه ڪَمـے بـا همـ راه بـرویمـ ...

همیـن ...!

ساحل دلت رو دست خدا بسپار خودش قشنگترین قایق رو برات میفرسته
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 18:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باید کمک کنی کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پلهای امن پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته اند

گلهای قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ حرف مفت ، سرم را شکسته اند



مهدی فرجی
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 18:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
السلام ای عادل ملکانی و ای هموطن
عشق شاگردی بدل ارم تویی استاد من

سلام و درود فراوان
به اصل شعر چون بنده اشنایی به زبان ترکی ندارم نمیتوانم اظهار نظر کنم اما در مورد شعر خودتان که فرموده اید ترجمه کردید و با توجه به توضیحی که در مورد شعر و قالب داده اید برای من که ارزوی شاگردی شما را دارم بسیار اموزنده بود و بسیار لذت بردم از شعر مضامین و ترجمه بسیار روان و شیری ان برای من بحدی زیباست کهاز خواندن چندین باره ان نه تنها لذت میبرم که همچنان سعی در اموختن دارم شعری زیبا روان و ترجمه ای عالی
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 02:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
السلام استاد دانا السلام
کوچکم شاکردتم استاد من

گرم ترین درودهایم نثار استاد خودم جناب پیرو بزرگوار: شما شکسته نفس می فرمایید . شعرهای ترکی زیبایی که قبلا از جناب عالی خوانده ام خود حاکی از احاطه مسلم شما به زبان ما آذری هاست . بی شک اصل شعر ترکی علی آقا واحد را به نحو احسن در بطن دل فرو نشانده اید . ترجمه من فقط انتقال حس شاعر دیگری است که خواستم هم وطنان ارجمندم را هم با احساسات واحد مرحوم آشنا کرده باشم . . .
با سپاس . . .
در پناه حق . .
یک یاس سفید در رنگ امید باهرچه صفا ازسوی خدا

درشکل دعا تقدیم شما

دوستی میگفت:

روزهای زندگی هدیه خداست به آدمها

و چگونه گذراندن روزها هدیه آدمها به خداست

فقط گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی همه انسانها کافیست،

این نگاه را برایتان آرزو میکنم . . .
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 02:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قلبت که ... نیمه‌ی چپ من تیر می‌کشد
تب کرده، نیم دیگر من درد می‌کند


تحریک می‌کند عصب چشم‌هام را
چشمی که در برابر من درد می‌کند


شاید تو وصله‌ی تن من نیستی، چقدر
جای تو روی پیکر من درد می‌کند


هی سعی می‌کنم که تو را کیمیا کنم
هی دست‌های مسگر من درد می‌کند


دیر است پس چرا متولد نمی‌شوی؟!
شعر تو روی دفتر من درد می‌کند



زنده یاد نجمه زارع
ناز کمتر کن، که من اهل تمنّا نیستم
زنده با عشقم، اسیر سود و سودا نیستم
عاشق دیوانه ای بودم که بر دریا زدم
رهرو گمگشته ای هستم که بینا نیستم
اشک گرم و خلوت سرد مرا نادیده ای
تا بدانی اینقدر ها هم شکیبا نیستم
بسکه مشغولی بعیش و نوش هستی غافلی
از چو من بیدل، که هستم در جهان، یا نیستم
دوست میداری زبان بازان باطل گوی را
در برت لب بسته از آنم، کز آنها نیستم
دل بدست آور شوی با مهربانیهای خویش
لیکن آنروزی، که من دیگر بدنیا نیستم
پای بند آز خویشم، مهلتی ای شمع عشق
من برای سوختن اکنون، مهیا نیست
هیچکس جای مرا دیگر نمیداند کجاست
آنقدر در عشق او غرقم، که پیدا نیستم
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:56
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد!


آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت!
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد!


آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت...
نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد...


آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد...


«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
اینگونه بود ها...! که بغل اختراع شد...

حامد عسکری
سلام و درود استاد نازنیم با شعر جدیدم آپم
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم :
چشم حتما خدمت می رسم .
خدا قوت...دست مریزاد..نمیدونم چی بگم..
فوق العاده به فارسی برگردان کردید..............همیشه میگند..وقتی شعری از زبانی به زبان دیگری ترجمه بشه ..معنی ان بسیار تغییر میکند...ولی به نظر من فوق العاده کار کردید..................بازم ممنونم که به فکر ما هم هستید...........آقای علی آقا واحدهم برای شما آذری ها موهبت ونعمتی ست.............درود بر شما..................موفق باشید
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم :
بسیار سپاس گزارم ، شما در مورد برادر کوچکتان همیشه داشتید و دارید . بی نهایت سپاس گزارم . امیدوارم کار مرحوم واحد را زیاد خراب نکرده باشم . شما درست می فرمایید . بالاخره کلام هرچه به خود منبع نزدیک تر باشد دلنشین تر و واقعی تر جلوه می کند . ترجمه که جای خود دارد . چه بسا که با ترجمه احساس واقعی اصل اثر منتقل نشود . ولی به هر حال من وظیفه خود دانستم که هم وطنان دیگرم هم از وجود شاعری به نام واحد آگاهی یابند . از حسن توجه تان ممنونم .
در پناه حق . . .
خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان
آری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان ،
نگرانی های شبانه مان ،
وسط زخم های دلمان ...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم ...

یک اتفاق خوب بیفتد
که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…

آنگونه که یک اتفاق خوب
همین الان ؛
همین ساعت ؛
همین حالا ؛
از پشت کوه های صبرمان طلوع کند و
غروب همه غصه هایمان باشد
طلوعی که غروبش همیشه خیر است…

خدایا
کمی
"پایان خوش"
می خواهم
برای این روزهایم
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آبی‌تر از نگاه تو موجی ندیده‌ام، باران و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

مرهم ز چشم‌های تو ‌می‌بارد و امید، درمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

دست‌ام نمی‌رسد که به ایوان چشم تو روزی دخیل بندم و حاجت بگیرم آه

هر شب ستاره ‌می‌شکفد در خیال من کیوان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

با پرفریب نرگس در شب نشسته‌ات راه کدام عاشق سرگشته ‌می‌زنی؟

آتش شدی و شعله به هر گوشه ‌می‌زنی شیطان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

والاتر از حماسه‌ی چشمت حماسه نیست سرکش‌تر از همیشه‌ی دریا نگاه تو

پس کی غزال وحشی من رام ‌می‌شوی؟ عصیان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند؟

وقتی بت سکوت مرا با نگاه خود، در ابتدای حنجره‌ام خرد ‌می‌کنی

باید به چشم‌های تو ایمان بیاورم ایمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

حجت الله نظریان
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:44
امتیاز: 1 0
پاسخ:
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌های من
من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای من

می‌ریزم آن‌چه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من

وقتی تو دل‌خوشی، همه‌ی شهر دل‌خوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من

تو انعکاسِ من شده‌ای... کوه‌ها هنوز
تکرار می‌کنند تو را در صدای من

آهسته‌تر! که عشق تو جُرم است، هیچ‌کس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من

شاید که ای غریبه تو همزاد با منی
من... تو... چه‌قدر مثل تو هستم! خدای من!!

زنده یاد نجمه زارع
سلام
خواهش می کنم..
شما بزرگوارید ..زنده باشید
نگران شدم....و واقعا بسیار خوشحال شدم..از بازگشت تان...
و بسیار شادمان شدم که تو این زمان..به درس ومطالعه وکارهای عقب افتاده تان پرداختید..میدونم سخت..دوری از دوستان...
وجود شما برای ما افتخاریست.و همیشه برایتان آرزوی بهترین ها را از خدا دارم..
و امیدوارم در زندگی به همه ی آرزوهاتون برسید...و باور کنید ما هم دلتنگ شما بودیم...و خدا را بسیار شکر می کنم..بخاطر حضور شما....
روز وروزگار بروفق مرادتان..هفته بسیار شاد وپربرکتی را برایتان آرزو می کنم..
در پناه خدا..
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:27
امتیاز: 1 0
پاسخ:
گرم ترین درودها :
شما لطف دارید . خدا شما برا برای ما حفظ کند . . . دعا می کنم همیشه شاد و امیدوار باشید . وجود نازنین جناب عالی هم برای ما نعمتی بزرگ و مایه بسی مباهات است .از ایزد منان سپاس گزارم که بزرگواری چون آقای محمد باقری را همدم لحاظات شیرین و شاد دنیای مجازی من قرار داده است . خدایا شکرت . و آقای باقری ارجمند متشکرم به خاطر بودنتون . . .
ایام به کام . .
در پنا یزدان دانا و توانا . . .
انشاللله امتحاناتتون خوب میشه دوست عزیز!!!!!
من تو پست اخرم گفتم دیگه دارم وب نویسی رو ترک میکنم اما حضور در وب دوستان کمرنگ نخواهد شد!!!!
مرسی از حضور گرمتون!!!!
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:15
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی .
ولی ای کاش بمانید و برای دوستان دیگر هم مایه افتخار باشید . من که به بودنتون بسیار به خود می بالم همیشه مطالب ارسالی تون فوق العاده است .
هر جا هستید برایتان آرزوی بهترین ها را دارم .
بیستون یار من آنجاست حواست باشد....
اونشان کرده ی اینجاست حواست باشد....
یارمن موی سرش قیمت صدشیرین است....
قصه اش قصه ی لیلاست حواست باشد....
گرچه بد جور شکسته دل تنک مرا ....
همچنان شاه غزلهاست حواست باشد....
حرف یک عشق قدیمیست که برعکس شده....
درد من درد زلیخاست حواست باشد....
آنچه فرهاد نوشته ست به روی تن تو....
شرح یک روز غم ماست حواست باشد....
همه ی دلخوشی و زندگی ام بودن اوست....
برود آخر دنیاست حواست باشد....
نگذاری احدی تیشه به رویت بزند....
شیشه ی عمر من آنجاست حواست باشد....
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 20:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تن داده ام در این نبرد از پا بیفتم
حتی اگر از چشم خیلی ها بیفتم

دیگر نمی خواهم برای با تو بودن
چون بختکی بر جانِ این دنیا بیفتم
...
وقتی نمی فهمد کسی گنجشکها را
زخمی بزن بر بالهایم تا بیفتم

تا سرنوشتِ ماه در دستانِ برکه ست
هی می پلنگم تا از این بالا بیفتم

ترسی نخواهم داشت از بازیِ تقدیر
از اینکه روزی امتحانم را بیفتم

اصلا چه فرقی می کند وقتی نباشی
بر روی پاهایم بمانم یا بیفتم

الهام دیداریان
سلام علیکم
نه اختیار دارید استاد اون مرحوم شیوه ی جالبی داشت ولی کار شما عالیه
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 18:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم و رحمه الله .
بسار ممنونم . شما همیشه به برادر کوچکتان داشته و دارید و این برای بنده مایه بسی افتخار است . بازم سپاس ویژه . . .
مرا اینگونه باور کن...

کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته...

خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟!

نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟

که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟

مرا اینگونه باور کن...:
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 17:07
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آه اگر آزادی سرودی می خواند


کوچک


همچون گلوگاه پرنده ای


هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند


سالیان بسیاری نمی بایست


دریافتی را


که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است ... شاملو



به پرواز


شک کرده بودم


به هنگامی که شانه هایم


از توان سنگین بال


خمیده بود...
شاملو
برای تو

که مهم باشم ،

مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم......
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 16:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ماه می‌گذرد
در انتهای مدارِ سردش.
ما مانده‌ایم و
روز
نمی‌آید.

احمد شاملو
سلام عادل جان داداش عزیزم اره تلگرام چون دم دسته و کار باهاش راحتره خیلیها دارن.منم دخترم رفته رشته گرافیک بیشتر با سیستم کار میکنه منم صبح نمیتونم زیاد بیام بخاطر همین توی تلگرام کانال زدم.حالا هر موقع نصب کردی در خدمتم.

راستی باور نمیکردم درس میخونی حالا این داداش ما در چه مرحله ایی هست و چی میخونه.به هر حال موفق باشی.اره واقعا درس بدرد میخوره این برنامه ها همیشه هست.

در پناه حق
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 15:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خواهر ارجمندم :
خداوند متعال شما و دختر خانم محترمتون را در پناه لطف خداوندیش سالم و سعادتمند نگه دارد . خدا سایه حمایت سرکارخانم را از سر خانواده گرامی کوتاه نکند به حق پنج تن آل عبا ( ع ) .
بلی دارم ادامه درس خوندم ادبیاتا می خونم الآن هم دانشجوی کارشناسی ادبیاتم تو مرکز پیام نور میاندوآب . پیام نور هم درساش یه جوری است که باید کل کتابا بخونی . سوالاتشم مثل کنکور سراسری و هیچ ارفاقی برای کسی قائل شدنی نیست و باید خواند تا مشروط نشد . ( البته خوشبختانه ) لطفا شما هم در حق برادر کوچکتان دعا بفرمایید تا از این مرحله زندگی هم سربلند عبور کنم . خدا دختر خانم ارجمند شما را هم پشتبان باشد هم در امور جاری زندگی و هم در امر مقدس تحصیل . . . ( انشاءالله ) . . .
در پناه حق
- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.



5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّهَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَهَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَه عَلَى الصُّورَهِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَهً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 15:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛

کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.



3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 15:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛

ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی .
حضرت زهرا ( ع )
1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ أئِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 15:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رسول اکرم ( ص ) :

یا علی عقل چیزی است که با آن بهشت و خشنودی خداوند رحمان به دست می آید .
به برگ نگاه کن ...
وقتی داخل جوی آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و می رود ...

من تمام زندگی ام را با اطمینان ،
به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام …
چون میدانم در آغوش رودخانه ای هستم
که همه ذرات آن نشان از حضور حضرت دوست دارد ...
پس از افت و خیزهایش هرگز دل نگران نمی شوم.

من ،
آرامش برگ را دوست دارم ...
چون برایم ایمان و توکل راستین را یادآوری میکند
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 15:00
امتیاز: 1 0
پاسخ:
می خواهم گوش باد را بگیرم

تا این همه در موهایت نپیچد

و با زندگی من بازی نکند

تو هم کاری بکن

مثلا دامنت را جمع کن

و فکر کن که زمین خیس است...
یا رب مکن از لطف پریشان ما را / هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم / محتاج بغیر خود مگردان ما را . . .
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 14:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرا اینگونه باور کن...

کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته...

خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟!

نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟

که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟

مرا اینگونه باور کن
و راست می گفتی

بی تو هم می شـُـد زندگی کرد

ولی منِ … نمی فهمیدم

درست “مثل همین حالا” که نمی فهمم …
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 14:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن , تبر به دوش بت شکن

خدای ما, دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم ,نه

ولی برای عده ای , چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح , ظهر , نه , غروب شد نیامدی
به جـــای ساعت …

نــوار سیـــاهی …

به مچ دســـتم بستـــم …

زمــان بــرای مــن مـتوقف شــد …

و …

مـن پیمــان خـود رابـا هـرچـه زمـان اسـت …

و …

هـرچـه مـربـوط بـه آن اسـت …

شکستـــم …
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 14:50
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
سلام و عرض ادب خدمت سرور عزیزم جناب فنایی
تشکر فراوان برای حضور ارزشمندتان در فیس نما
جناب فنایی عدذر میخوام که چندروزی نبودم و نشد زودتر خدمت برسم ایشالله امیذوارم جبران محبتهای شما را توان باشد
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 14:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام استاد و سرور گرامی ام جناب آقای کارکر ( پیرو ) نازنین :
ممنونم که آدرس فیس نما را در اختیارم گذاشتید تا عرض ادبم را بدین درگاهم ارائه کنم . . .
بابت تمام محبت هایتان سپاس گزارم . .
در پناه حق . .
سلام
واقعا عالیه
فک می کردم فقط ایرج میرزا میتونه ترجمه را بسراید
نمی دونستم شما از ایشون هم بهتر این کار انجام دادید
واقعا کارتون عالیه
انتقال مفاهسم ترکی آذربایجانی به فارسی با نظم بی نظیره




لبَّیک یا حسین، یعنی در معرکه، تا پای جان بمان، بگذر از سر

لبَّیک یا حسین، یعنی نعش پسر، یعنی در این وداع، صبر مادر

یعنی باور کنی کربلا را

یعنی تاب آوری طعنه ها را

یعنی بیعت کنی با شهادت

یعنی صبر جمیل بر مصیبت

بشنو ای دل، هل من معین، می آید از، کرب و بلا

(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)

(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 13:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم . شما لطف دارید . ای بابا من کجا جناب ایرج میرزای مرحوم کجا . داداش من ناخن کوچیکه آن مرحوم هم نمی شوم چه به این که بخواهم جاپای قدم های آن بزرگوار بگذارم . خدا ایشون را قرین رحمت ابدی خود کند . . .
شنیده ام میگویند دل به دل راه دارد
دل من سالهاست
جاده ها
خیابان ها
کوچه هارا تک به تک زیر و رو میکند
پس کدام یک از این راه ها به دلت ختم میشود
باور کن آواره شده ام...

"شبنم پوریگانه"
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 09:52
امتیاز: 2 0
پاسخ:
مردمان میگویند ...

دل به دل راه قشنگی دارد ،

که درونش همه عشق است و وفا

و ندارد راهی ...

به در بسته ی خاموش جفا .

حال من می‌گویم ...

دل به دل راه ندارد هرگز !!

به یقین ، دل به دل راه اگر داشت

تو میدانستی ...

که دلم را به قشنگی نگاهت بستم

و چقدر محتاج نگاهت هستم !

باز میدانستی ...

که ترک سبز غرورم از چیست

و چرا خانه ی دل بی تو ... تهیست !

دل به دل راه اگر داشت ...
چه شعر زیبایی..
.
گفتم : آواره کویت چو شــــــــــــهابم شب و روز
گفت : واحد ! که چه خوش جای مکان کرده دلت
.
ما آدمها دلبسته میشیم ..عاشق میشیم...این عشق ودوست داشتن فقط به جنس مخالف نیست..عشق به خدا..عشق به یه دوست....بعضی ها بدجور خودشون رو تو دلمان جا می کنند..ونمیشود ساعتی بدون آنها زندگی کرد.............
عــــــــــــــــــــــالی بود..
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 09:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم .. .
البته ناگفته نماند که مضمون شعر از خود من نیست من فقط غزل آذری علی آقا واحد را به شکل قالب غزل فارسی عوض کرده ام تا دوستان فارسی زبان با نمونه ای از شاهکارهای استاد واحد بزرگ آشنا شوند . ایشان یکی از سرشناس ترین شاعران ما آذری ها هستند که غزل های فوق العاده محکم و پر محتوایی دارند . . .
سلام
خوش آمدید............ولی این رسمش نبود...بی خبر بروید ..
خوشحالم کردید برادر واستاد بزرگوارم...........
امیدوارم که بهتون خوش گذشته باشه..درس ها رو خوانده باشید...و به کارهای عقب افتاده هم رسیده باشید...ولی هروقت خواستید بروید خبر بدهید..شاید باور نکنید..هرروز با خودم می گفتم چی شده برادر بزرگوارمان آقای عادل فنایی نیستند...خوشحالم که سلامتید..و تمام شدن اینترنت هم بهانه ایی بود که خودتون رو امتحان کنید....ولی اینترنت تو این زمانه یکی از واجبات است..حالا از دنیای وبلاگ ودوستان بگذریم...همه ی اطلاعات وآنچه می خواهیم رو در این شبکه جهانی باید جستجو کنیم....امیدوارم که این روزهای سرد پاییزی دلتون گرم گرم باشه و زندگی بروفق مرادتان باشد انشاالله..شاد باشید
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 09:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .. .
بسیار ممنونم . . . . . . عذر تقصیر لطفاً!
آرزو دارم همیشه ایام شاد و خوشحال باشید و نزد مرد هروز بیشتر از روز پیش محبوب تر و پر ارج و قرب تر باشید .. .
راستش برادر گلم دلم براتون تنگ شده بود . یعنی باور کنید اگر فکر کنید کلا یادم نبود که دوستان بزرگواری چون جناب آقای محمد باقری دارم و ازشون غافل بوده ام در حقم ظلم کرده اید . بسیار سعی کرده ام تا این چند روز را تحمل کنم تا شاید یه کم به درسام برسم . ولی همون لحظاتی هم که مشغول مطالعه بودم همه اش به کله ام می زد بیام و اینترنتما تمدید کنم . ولی به هر نحوی شده بود خودما منصرف می کردم تا به وضع موجود عادت کنم . که خدا را شکر توفیق استفاده از محضر جناب عالی دوباره حاصل شد .. . برایتان شادکامی و بهروزی آرزومندم . . .
در پناه مولا عای پاینده و پا بر جا بمانید . . .
سلآم

ممنون از حضورتون

خیلی قشنگه

وب عالیتونو لینک کردم
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 09:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
سپاس گزارم . . .
شمام از طرف ما با افتخار لینک شدید . . .
+++++++++++++++++