X
تبلیغات
رایتل

گل بوته های شعر و ترانه ( دفتر دل نوشته ها )

اهورا و اهریمن . . .

اهورا و اهریمن . . .

ما که چشــــــــــم آشتی از زندگانی داشتیم
زندگی را پایـــــــــــــــــگاه آشتی پنداشتیم

با خدا به ستیـــــزه سر برداشته نا خواسته
خواستـــــــــــه جایی برای آشتی نگذاشتیم

دوستی کردیم با خلـــــــــــق خدا جای خدا
دشمنانه با خدا به ستیــــــــزه سر برداشتیم

پشتوانه جــــــــــز اهورا اهرمن را ساخته
زندگی را پشتوانه اهــــــــــــرمن برداشتیم

دوستان انگاشتیــــــــم اهریمنان را بی خبر
بی خبـــــر چون دوستان اهریمنان پنداشتیم

دل به مستی جوانی داده بیـــــــــــن دوستان
دوستانه پرچـــــــــــم صلح و صفا افراشتیم

ریشه احساس بودن را چو سوزاندیم خویش
تخم هر آن چه تهی بودن به دل خود کاشتیم

دور ماندیم و جـــــــدا از دین و ایمان و خدا
آه های بی جهــــــــت بس روی هم انباشتیم

72/09/11
ع.ف
قالب شعر : غزل
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
نام بحر : رمل مثمن مخبون

نظرات (94)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
براتون آرزوی موفقیت میکنم و بابت شعر زیباتون هم ممنون
سه‌شنبه 15 دی 1394 ساعت 17:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من زنده بودم اما انگار مرده بودم

از بس که روزها را با شب شمرده بودم

یک عمر دور و تنها، تنها به جرم این که

او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم

یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم

از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد

گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب می شد، وقتی غروب می شد

کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم



محمد علی بهمنی
نوشته: ریحانه از [ عربستان سعودی ] http://reyhanehbolory.blogfa.com
سلام اپم[گل]
پنج‌شنبه 10 دی 1394 ساعت 14:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم از اطلاع رسانی . .
درود استاد عزیزم با شعر جدیدم آپم ......
پنج‌شنبه 10 دی 1394 ساعت 13:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
ممنونم حتما چشم . .
سلام
و درود به شما..
ممنونم..چقدر زیبا ودلنشین بود...چه نگاهی ،چه شعر نابی...
واقعا همین طوره.............
این دستـه کـه بر گردن او می‌بینی
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست
عالی بود.....................زنده باشید..
.
خوشبختی چیز عجیبی است
وقتی میاید گامهایش آنقدر آرام است
که شاید صدای پایش را نشنوی
اما وقتی نیست دردش را تا مغز استخوان
حس میکنی
خوشبختی یک حس درونی است
خوشبختی حاصل نوع نگاه ها به زندگیست
تغییری متفاوت از بودن
و برداشتی آزاد از زندگی
خوشبخت باشید و به زندگی متفاوت نگاه کنید
شاد باشید ودلتون گرم تو این روزهای سرد
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 21:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
سپاس گزارم . . .
از دوست خوبم برای چند روز دوباره و سه باره مرخصی می خواستم . ممنون . . .

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه
محمّد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است
به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است . . .
میلاد خاتم پیامبران بر شما مبارک
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 17:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گر دشمن من به دوستی بگزینی

مسکین چه کند با تو بجز مسکینی

صد جور بکن که همچنان مطبوعی

صد تلخ بگو که همچنان شیرینی
رباعیات سعدی

ممنونم .
لبیک یا خمینی لبیک یا حسین است
خامنه ای رهبر ضیای هر دوعین است



این نسل کوفیان است در کوچه های غربت
کف می زنند و شادند روز عزای امت

صاحب زمان کجایی؟ روز عزای جدت
تا انتقام گیری هرکس شکسته حرمت



اگرفرمان دهد رهبر بتازیم
اگر او خواهد از ما سر ببازیم

وگر صبرو قرار از ما بخواهد
بشینیم و بسوزیم و بسازیم
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 15:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید
معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید
معشــوق تــو همسـایه و دیــوار به دیوار
در بادیه ســـرگشته شمـــا در چــه هوایید
گــر صـــورت بی‌صـــورت معشـــوق ببینیــد
هــم خـــواجه و هــم خانه و هم کعبه شمایید
ده بـــــار از آن راه بـــدان خـــانه بـــرفتیــــد
یــک بـــار از ایـــن خانــه بــر این بام برآیید
آن خانــــه لطیفست نشان‌هـــاش بگفتیــد
از خــواجــــه آن خــــانـــــه نشانـــی بنماییـــد
یک دستـــه گــل کــو اگـــر آن بـــــاغ بدیدیت
یک گـــوهر جــــان کـــو اگـــر از بحر خدایید
با ایــــن همـه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

مولوی
گر کرب و بلا نبوده ایم حال هستیم
گر شام بلا نبوده ایم، حال هستیم

ای مردم عالم همگی گوش کنیـد
تا آخر خون مطیع رهبر هستیم



دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمده است
با علی لشگر شبرنگ به جنگ آمده است

ظاهرا غصه میراث پیمبر دارند
تا علی را مگر از مسند دین بردارند

پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند
منتظر بهر چه هستیم؟ علی تنها ماند

با ولی باش مگو راه ولایت سخت است
آنکه هم پای ولایت نرود بدبخت است
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 15:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم از این مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی

به روی یکدگر ویرانه میکردم


عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پیمانه میکردم
سلام عادل جان خوبی خانواده خوب هستن.عصرت بخیر

ممنون بخاطر تصاویر زیبات عالی بودن


در پناه حق
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 15:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . .
خانواده سلام دارند خدمت شما . . . تصاویر سپاس گزارم . قابل شما را نداشت . . . شما بزرگوارید .
سلام وهزاران درود به شما برادر خوب وبزرگوارم
ممنونم..من هم با تاخیر این عید بزرگ به شما تبریک میگم...

بگذار عشق خاصیت تو باشد،نه رابطه خاص تو با کسی..
کوچک باش و عاشق که عشق می داند آیین بزرگ کردنت را

امیدوارم که همیشه شاد وسلامت باشید و دلتون همیشه گرم باشه
در پناه خدا باشید
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 09:11
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . .
متشکرم . من هم مجددا تبریک عرض می کنم .
نوشته: احساس نویس از [ ایالات متحده آمریکا ] http://ehsasnevisi.mihanblog.com/
سلام ...
میلاد رسول اکرم و امام جعفر صادق ( ع ) رو به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم .
امیدوارم همه روزتون پر از شادی باشه ...
موفق تر ببینمتون ...

یا مهدی ...
سه‌شنبه 8 دی 1394 ساعت 20:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست

بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست

در آسمان دلبری و آستان عشق

نور جمال دلبر ما را مثال نیست . . .

میلاد پیامبر مهربانی ها و امام شادمانی مبارکتان . . .
یا حق.
سلام.
آه های بی جهت بس روی هم انباشتیم.
بسیار دلنشین وشیواست.هرچند هیچ آهی بدون دلیل نبوده ونیست ولی هردلیلی محکم ومعقول نیست.
درضمن میلاد پیامبر رحمت ومهربانی همایون باد.
سه‌شنبه 8 دی 1394 ساعت 20:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . .
سپاس گزارم استاد بزرگوار . شما درست می فرمایید . هر دلیلی باید دلیلی داشته باشد تا دلیلی بر دلیلیِ دلیلی باشد . دلیل آه های بی جهت من هم به دلیل دور ماندن از دین و ایمان و خداست که علتش را در چند بیت اول شعر گفته ام . . .
بازهم از بابت نقد مفید و سازنده جناب عالی متشکرم . . .
میلاد دو نور را دوباره خدمت سرور انورم تبریک و تهنیت عرض می کنم . . .
همیشه شاد بمانید و همواره سرافراز .
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم بر شما هم مبارک[گل]
سه‌شنبه 8 دی 1394 ساعت 17:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتى نیست

در نظر قدر با کمال محمد. . .

میلاد نور دوباره و هزاران باره بر شما مبارک . . .
سلام
ولادت نبی مکرم اسلام ص. و امام صادق ع. را صمیمانه شادباش عرض میکنم.
ممنون از ابراز لطفتان
به روزم با شعر: بشارت
یاعلی
سه‌شنبه 8 دی 1394 ساعت 13:15
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . این عید بزرگ بر شما بزرگوار نیز مبارک . .
چشم حتما . .
سلام

عالی بود مث همیشه

آپم
سه‌شنبه 8 دی 1394 ساعت 11:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . .
ممنون . شما لطف دارید . حتما . . .
فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد
دو خورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد
محمد (ص) ای چراغ روشنی بخش جهان آرا
بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را
ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور
ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر(ص)
تو ما را دانش آموزی ، تو مهر عالم افروزی
تو برق اهرمن سوزی ، تو در هر عصر پیروزی
ولادت پیامبر رحمت(ص)و امام جعفر صادق(ع)تبریک و تهنیت باد
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 20:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
میلاد پیامبر اکرم ( ص ) و امام جعفر صادق ( ع ) بر جناب عالی مبارک . ..
ای احمدیان به نام احمد صلوات
هر دم به هزار ساعت از دم صلوات
از نور محمدی دلم مسرورست
پیوسته بگو تو بر محمد صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
میلادحضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک باد.
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 20:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد

و عرش در هوس خنده های تو افتاد

برای درک تنفس در این جهان سیاه

هوای تازه ای از ابتدای تو افتاد

جهان شرک به خود آمد از بزرگی تو

به گوش کعبه و بتها صدای تو افتاد

شکست طاق بلندی که عرش کسری بود

همین که روی زمین رد پای تو افتاد

پس از نگاه سیاه و سفید اربابان

نژاد عشق بشر در لوای تو افتاد

زمان شکست زمانی که آمدی احمد

تویی که یک شبه دنیا به پای تو افتاد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

سلام داداشی و ممنون که سر میزنید. ببخشید سرم یه کم شلوغه وقت نمیکنم سر بزنم
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 20:42
امتیاز: 0 0
روزی از روزها پیامبر (ص) برای رفتن به مسجد و خواندن نماز دیر کرده بودند. همه ی مردم منتظر آمدن ایشان بودند.چون پیامبر هیچ وقت برای نماز جماعت دیر نمی آمدند. نگرانش شدند و رفتند دنبالش. توی کوچه باریکی پیدایش کردند. دیدند روی زمین نشسته، و با بچه ها بازی می کنند، آن ها دیدند که پیامبر بچه ای را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی می کند.
یکی از یاران جلو رفت و به پیامبر گفت: از شما بعید است، نماز دیر شده است بیایید به مسجد برویم. پیغمبر با خوش رفتاری رو به بچه ها کرد و گفت: «شترتان را با چند گردو عوض می کنید؟» بچه ها مقداری را تعیین کردند. پیامبر رو به یارانشان کردند و فرمودند: بروید گردو بیاورید و مرا از این بچه ها بخرید. کودکان می خندیدند، و پیامبر هم با آن ها می خندید. پس از آن که یاران پیامبر گردو آوردند پیامبر گردو ها را به بچه ها دادند و خودشان به مسجد رفتند. مــیــلـــاد پــیـــامــبـــر(ص) مـــبـــارکـــــ ....
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 20:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دست شما درد نکنه . مطلب درخور و قابل توجهی است . متشکرم . . .
زندگی به تو میخندد هنگامی که ناراحتی ،
زندگی به تو لبخند میزند هنگامی که خوشحالی ،
زندگی تسلیم تو میشود هنگامی که دیگران را خوشحال میکنی ...
عیدتون مبارک
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 16:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بهر این خاتم شدست او که به جود مثل او نه بود و نه خواهند بود !
ختم‌هایی که انبیا بگذاشتند آن به دین احمدی برداشتند
قفلهای ناگشاده مانده بود از کف انا فتحنا برگشود!
او شفیع است این جهان و آن جهان این جهان زی دین و آن جا زی جنان

عید شما هم مبارک .
ز احمد تا احد یک میم فرق است، جهانی اندر یک میم غرق است،یقیناً میم احمد میم مستی است، که سرمست از جمالش چشم هستی است
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 16:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با محمد (ص) بود عشق پاک جفت بهر عشق او خدا «لولاک» گفت
گر نبودی بحر عشق پاک را کی وجودی دادمی افلاک را
من بر آن افراشتم چرخ سنی تا علو عشق را فهمی کنی
امشب همه نیلوفران مشتاق روی دلبرند/جمع شقایق ها همه مست می پیغیمبرند/امشب تمام قدسیان مهمان بزم سرمدند/جمع ملائک تا سحر مشغول ذکر احمدند
میلاد دو اختر آسمان ولایت و امامت پیمبری بر شما مبارک باد
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 16:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جان کمالست و ندای او کمال مصطفی گویان اَرِحْنا یا بلال
ای بلال افراز بانگ سیلْسِلت زان دمی کاندر دمیدم در دلت
زآن دمی کآدم از آن مدهوش گشت هوش اهل آسمان بیهوش گشت
مصطفی بی‌خویش شد ز آن خوب صوت شد نمازش از شب تَعْریس فوت
سر از آن خواب مبارک برنداشت تا نماز صبحدم آمد بچاشت
در شب تعریس پیش آن عروس یافت جان پاک ایشان دستبوس
عشق و جان هر دو نهانند و ستیر گر عروسش خوانده‌ام عیبی مگیر
↻✘ ﺍَﺯْ ﮐَـﺴـــــیْ نَپُـــــــرْسْ
↞ﺧُـــــﻮﺷْﺒـَﺨْﺘـــﯽْ↠ ﮐُـــﺠٰﺎﺳْــــــﺖْ!؟

ﺗـُـﻮ ﺑٰﺎﺯﻳﺘــﻮ ﺑُـﮑُـﻦْ ﺭِﻓﻴــﻖْ..✘↻
ﻧــِـــــﻮﻳـﺴـَــﻨْﺪِه ↞ﺧُـــــﺪٰاﺳْـــــﺖْ..↠
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 15:50
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
زیبا بود ممنون .
برای کسانی که به شما حسادت میکنند اینگونه دعا کنید:
پروردگارا....
اگر در این جهان کسی هست که تاب دیدن خوشبختی مرا ندارد،
چنان خوشبختش کن....
که خوشبختی مرا از یاد ببرد...!

شاد باشید
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 10:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
"امین" و "امن" و "مومن" آنقَدَر دنیا خطابت کرد

خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد

برای هر سری از روشنایت سایه بان می خواست

که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد

حجازِ وحشیِ زیبا ندیده دل به حسن ات باخت

که بت ها را شکست و قبله ی دلها حسابت کرد

خدا از چشم زخم مردمان ترسید پس یک شب

تو را تا آسمان ها برد و مثل ماه قابت کرد

تو را از آسمان بارید مثل عشق بر دنیا

زمین را تشنه دید و در دل هر قطره آبت کرد

دوای درد دین و درد دنیا ، درد بی دردی

حضورت دردهای مرگ را حتی طبابت کرد
سلام
واقعا ممنونم.................گاهی باید میدان خالی کرد.....
درودبرشما که اینقدر خوب ومهربانید....و درود به فرزندان تان...این روزها بچه ها از پدراشون همه چی می خواند..تبلت،لپ اب،موبایل....همه چی..اینا رو هم دارند بازم ناراضیند....بچه های قانع و بچه هایی که آدمو درک کنند...
نمیدونم چی بگم..بابت این همه لطف ومهربانی...برایتان آرزوی سلامتی وشادی دارم..پیشاپیش عیدتون هم مبارک
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 10:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام..............
متشکرم ............... رضا خوش بختانه همان پسری است که خودم تو مجردی آرزوشا داشتم که داشته باشم . تا حالا کوچک ترین کم احترامی ازش ندیده ام . سال گذشته خودم درس ادبیاتشا به کلاسشون می رفتم . طوری تو کلاس رفتار می کرد که انگار نه انگکار که من باباشم . دانش آموزان دیگر بین خودشان و رضا تفاوتی در نگاه من ندیدند . و عاملش فقط رفتار رضا بود . یادمه یک روز همین موقع ها بهش پیشنهاد دادم که بیاید بنشینیم برایش ادبلیاتا دوره کنم . قبول نکرد گفت آن وقت احتمالا تو میان کلام به سوالات امتحانی اشاره کنی و اگه دوستانم ازم پرسیدند . نتوانم بهشون چیزی بگم . گفت : نه می توانم دروغ بگویم و نه می توانم بگویم که بله اشاراتی به سوالات امتحانی شده . قسمم داد که وسوسه اش نکنم و اجازه بدهم ادبیاتا خودش بخونه . . . رضا هم گوشی داره . ولی فقط پنچ شنبه ها ازش استفاده می کنه . ظهر جمعه به من تحویل می دهد و من هم هر پنج شنبه صبح بهش تحویل می دهم . حالا این چند ساله که بین پدر و پسر داریم این معامله را به انجام می رسانیم . . .
موفق باشید . . .
نوشته: ریحانه از [ عربستان سعودی ] http://reyhanehbolory.blogfa.com
سلام اپم[گل]
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 22:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم .
نوشته: ریحانه از [ عربستان سعودی ] http://reyhanehbolory.blogfa.com
سلام اپم[گل]
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 22:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .
مرسی . حتما .
سلآم

پیشاپیش ولادت سیدالمرسلین(محمدمصطفی ص) بهتون تبریک میگم
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 18:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . من هم تولد پیامبر مهربانی حضرت محمد ( ص ) و امام جعفر صادق را خدمتتون تبریک عرض می کنم .

سلامت باشید .
لبریزی از شبهای بی طاقت،وقتی دلت گیرِ کسی باشد



وقتی که قلبِ بی قراری هات در بند وزنجیرِ کسی باشد



می آیی از شبهای پی در پی، از رخوت پاییز و سوز دی



آخر چگونه! تا کجا! تا کی!این کوچه دلگیر کسی باشد



چون موج می آیی و می کاهی، با هر شبِ ولگرد همراهی



با روزهایی که نمی خواهی بعد از تو تقدیر کسی باشد



هم می زنی در قهوه فالت را ،آرامشِ هر قیل وقالت را



هی خواب می بافی خیالت را،شاید که تعبیر کسی باشد



پر می شوی از باید وشاید...بالت به پروازی نمی آید



از آسمانها دل چه می داند! وقتی زمین گیر کسی باشد



خواهی نخواهی، هرطرف هرجا، غم می رود از شانه ات بالا



دنیا پر از اندوه وتنهایی ست بی آنکه تقصیر کسی باشد



سلام ... شب زیبا و سرد زمستونیتون مهتابی ...
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 17:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو احمدی که خدا را به عرش فهمیدی

شبی که غیر خودت تا خدا نمیدیدی

کنار چشم تمام فرشته های خدا

فراتر از پر جبریل عشق بالیدی

تو در ضیافت عرشی لیلةالاسری

به طاق عرش خدا عکسی از علی دیدی

صدای مرتضوی علیست آن بالا

که از زبان خدا عاشقانه بشنیدی

تو در کنار علی و فروغ شمشیرش

بساط کفر زمان را ز خاک بر چیدی

برای خلق بهشت این بهانه کافی بود

به لحظه ای که به زهرای خویش خندیدی

بیا و کفر مجسم ز کعبه بیرون کن

تویی که پایه گذار جدید توحیدی

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

ممنون . شب شا هم به خیر . . .
به کویت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتم

به دل امید درمان داشتم، درمانده تر رفتم

تو کوته دستی ام می خواستی، ورنه من مسکین

به راه عشق اگر از پا در افتادم، به سر رفتم

نیامد دامن وصلت به دستم، هرچه کوشیدم

ز کویت عاقبت با دامنی ( خون جگر ) رفتم

حریفان هر یک آوردند از سودای خود سودی

زیان آورده من بودم که دنبال هنر رفتم

ندانستم که تو کی آمدی ای دوست؟ کی رفتی؟

به من تا مژده آوردند من از خود به در رفتم

مرا آزردی و گفتم که خواهم رفت از کویت

بلی رفتم، ولی هرجا که رفتم، دربدر رفتم

به پایت ریختم اشکی و رفتم در گذر از من

از این ره برنمی گردم که چون شمع سحر رفتم

تو رشک آفتابی، کی به دست سایه می آیی؟

دریغا، آخر از کوی تو با غم همسفر رفتم
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 17:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به احترام محمد زمین تبسم کرد

تو آمدی و جهان دست و پای خود گم کرد

ترک نشست به چشمان آبی ساوه

همینکه چشم تو بر آسمان ترنم کرد

فروخت گوشۀ جنت به شوق خال لبت

که آدمی به هوایت هوای گندم کرد

هنوز دخترکان زنده زنده می مردند

خدا به خلق تو بر خلق خود ترحم کرد

تو آمدی، به زمین احترام بر گردد

تو رحمتی که خدایت نصیب مردم کرد

خدا به خلق رسول گرامیِ خاتم

گذاشت سنگ تمام و سپس تبسم کرد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات
رهایش کنی، به!
همین، چاره چارچوب زمان است
و قابی جدید آن طرف‌تر بسازی
که اصلاً نه ضلعی
نه اندازه‌ای و
نه چیزی!
"سیدعلی میرافضلی"
شنبه 5 دی 1394 ساعت 20:21
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو را از دورها هم می شود آموخت ای خورشید!

زمین گیرانه حتی با تو احساس قرابت کرد

که از این فاصله ، این سال های دوریِ نوری

همیشه پرتو مهرت به شب هامان اصابت کرد

هنوز از قله های ماذنه نور تو می روید

فقط باید دعا خواند و یقین در استجابت کرد
سلام
ممنونم...قبول دارم..ما ایرانی ها آدمهایی شده ایم که هرکاری که می کنیم اول سود وضررش می سنجیم....دیگه برایمان مهم نیست علم ودانش مون زیاد بشه....فقط دنبال این هستیم که در قبال کاریی که می کنیم پول بیشتری بدست آوریم..ابوعلی سینا،خیام و...فقط به فکر خدمت به مردم و ...بودند....زمانه بدی شده...اگه پول نداشته باشی هیچکسی سراغت را هم نمیگیره......مثال های خوبی زدید...ولی شاعر شعر میگه و شعرهایش کتاب می شوند،نویسنده،فوتبالیست ....همه به دنبال پول بیشتری هستند تا به آرامش بیشتری برسند.....علی دایی واقعا یک اسطوره است....
در زمان قدیم امکانات کم بود و سعی میکردند خودشان برای نیازهایشان دست به اختراع واکتشاف بزنند....ولی پیشرفت و...بلای جان ما آدمها شده...و بی تحرکی عادت ما آدمها شده....................شاد وسلامت باشید
شنبه 5 دی 1394 ساعت 20:06
امتیاز: 0 0
سلام آقا فنائی .

من معتقد هستم رفتار خوب ،عمل خوب، اخلاق خوب و خلاصه هر خصلت خوبی حتی در حد بسیار ناچیز هم با ارزش است . هرچند این پیام رسانی شما خیلی هم کم اهمیت و کوچک نبود .( ایکه دستت میرسد کاری بکن.............) و این حد اقل انسانیت و پاکی نیت یک فرد است

باز هم از حضور شما بسیار خرسندم . الهی خداوند برای هیچکس بد پیش نیاورد .
شنبه 5 دی 1394 ساعت 19:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام سرکارخانم رسائی
بسیار ممنونم از عنایات بی شائبه شما . بزرگوارید ، شما لطف دارید . من به وظیفه ام عمل کرده ام .
الهی امین . انشاءالله تا باشه همیشه شادی باشه .
بسیار ممنون از شما و هدیه ی زیباتون بزرگوار[گل]

امیدوارم تک تک لحظات زندگی تون به زیبایی گلها و البته پایدار و جاوید باشد [گل][گل]
شنبه 5 دی 1394 ساعت 09:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . ممنونم بابت دعای زیباتون . به هم چنین . خدا شما را برای ما حفظ کند . ( آمین )
ند است نبض ثانیه ها در غیاب تو

من در کجای حس توام با حساب تو؟

خورشید و ماه پشت زمین خفته اند و من

بیدار مانده ام که بیایم به خواب تو
شنبه 5 دی 1394 ساعت 09:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همین دقیقه، همین ساعت ... آفتاب، درست

کنـــار حوض، کمــی سایه داشت روز نخست

تو کنـــج باغچه، گلهای سرخ می چیدی...

پس از گذشتن یک سال یادم است درست

ببیــن چگونـه برایت هنـــوز دلتنگ است

کسی که بعد تو یک لحظه از تو دست نشست

چقــدر نامــــه نوشتـــم ... دلــم پر است چقدر

امید نیست به این شعرهای ساده ی سست

دوباره نامه ی من... شهر بی وفا شده است

چــه خلوت است در این روزها اداره ی پست!
از لطف شما با اون شعر زیبا که تلنگری بود بر احساسم شادمان و سپاسگزار هستم


هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی
دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی

هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد
من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی

من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار
سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی

مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها
گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی

عشق قلیانی ست با طعم خوش نعنا دوسیب
می کشی آزاد باشی، مبتلاتر می شوی

یا سراغ من می آیی چتر و بارانی بیار
یا به دیدار من ابری نیا... تر میشوی
جمعه 4 دی 1394 ساعت 18:15
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...

غیر از تو من به هیچ‌کس انگار هیچ‌وقت...

این‌جا دلم برای تو هِی شور می‌زند

از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...

اخبار گفت شهر شما امن و راحت است

من باورم نمی‌شود، اخبار هیچ‌وقت...

حیفند روزهای جوانی، نمی‌شوند

این روزها دو مرتبه تکرار هیچ‌وقت

من نیستم بیا و فراموش کن مرا

کی بوده‌ام برات سزاوار؟... هیچ‌وقت!

بگذار من شکسته شوم تو صبور باش

جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...

زنده یاد نجمه زارع
سلام خدمت آقای فنائی عزیز . ممنونم که مرا در جریان گذاشتید خوب است انسان در همین محیط مجازی هم از حال دوستان با خبر باشد . ما را که سالهاست در گیریهای زندگانی از حضور فیزیکی در زندگی یکدیگر دور کرده لااقل این همیت را داشته باشیم که در این محیط هوای همدیگر را حتی در همین حد اقل داشته باشیم من با آقای کارگر ( توسط تلگرام) تماس گرفتم ایشان زمنی خورده بودند و سرشان چند بخیه خورده بود بحمدالله که اکنون خطری متوجه ایشان نیست . امیدوارم همیشه سلامتی و آرامش خیال همراه انسانها خوب خدا باشد آمین
جمعه 4 دی 1394 ساعت 18:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیـکـــم :
خوش حالم که توانستم بین دوستان مودت بیشتر ایجاد کنم . انشاءالله که برای هیچ کدام از دوستان و علی الخصوص خودشما و جناب آقای کارگر هیچ مشکلی پیش نمی اید . و بعد از این هر خبری که دوستان می دهیم خبر شادی و سلامتی و سرودن برای شادی و شادمانی باشد . . .
بابت دعای زیبایتان بسیار سپاس گزارم . دعا می کنم شما و تمامی انسان های خوب روی زمین هر چه خوبی و موفقیت است را به دست بیاورید . ( آمین )
و ما سالهاست

بدون آنکه بخواهیم

یک دلتنگى خاص

و مشتى سکوت را

کنار گذاشته ایم

براى جمعه هایى که مى آیند...

" اللهم عجل لولیک الفرج "
جمعه 4 دی 1394 ساعت 16:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به یاد او همه غم ها ز سینه دور شود
دلم به رغم سیاهیش غرق نور شود
همیشه منتظرش بودم ای خدا مپسند
که بعد مردن ما جمعه ی ظهور شود . . .
.
به حسین من تمام تلاشم را کردم...
دل دلت بودن عجب عالمی دارد...
تو واسطه دعاهای منی
یا صاحب زمین وزمان
جمعه 4 دی 1394 ساعت 16:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای آخرین توسل سبز دعای ما
آیا نمیرسد به حضورت دعای ما؟
شنبه،دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین…
بی تو چه زود میگذرد هفته های ما
.
کنارنام تو لنگرگرفته کشتی عشق
بیاکه نام توآرامشیست طوفانی
آقاشرمنده ایم ....
ازبس که گنه کاریم
ازآنجاکه دعانمیکنیم بیایی
ازاینکه درمظلومیتت شریک نیستیم
وخیلی چیزهای دیگر...
ای مولای من تومرادعا کن
ماچیزی دردست نداریم
اماآقاجان ماکوفی نیستیم

بیا...جهان درانتظارتوست یا مهدی (عج)
جمعه 4 دی 1394 ساعت 16:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این جمعه ها که ختم به مختار میشود
بدجور دل ، طالب دیدار می شود
ای منتقم بیا که به عالم نشان دهیم
شیعه عزیز است و جز او خوار می شود . . .
.
http://bayanbox.ir/view/5364183791861837071/doaye-faraj-va-salamati.jpg
جمعه 4 دی 1394 ساعت 16:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . بسیار متشکرم . . .
خدا شما را حفظ کند . .
اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست
دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست
روز میـلادت شدم مست می عرفان تو
آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . .
جمعه 4 دی 1394 ساعت 15:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کند است نبض ثانیه ها در غیاب تو

من در کجای حس توام با حساب تو؟

خورشید و ماه پشت زمین خفته اند و من

بیدار مانده ام که بیایم به خواب تو
سلام ودرود برشما
ممنونم....ممنونم..خوشحالم که وزنه بزرگی از دوش تان بر زمین گذاشته شد...ما ایرانی ها همیشه از زبان می نالیم...چه زبان انگلیسی وچه زبان عربی....
واقعا عالیه............زحمت کشیدید..و با همین خواندن هاست که به زبان میشه مسلط شد...ولی خوشا به حال بچه های امروزی از5سالگی به کلاس زبان می برند و تو 10سالگی به زبان مسلط میشند..واقعا زنده باشند این استادها..واقعا زحمتکشند..و سنگ تمام میگذارند...این استاد هم می توانست بگه..درس بخوانید وبرای رفع مشکل بیایید...چقدر این انسانها دوست داشتنی و قابل احترامند...خدا حفظشون کند...واقعا دلهره ونگرانی میشد تو نوشته هایتان احساس کرد..خیلی خوشحالم که از این سد بزرگ گذشتید...............استاد خوب وبزرگوارم..............برایتان شادی وسلامتی آرزومندم..
جمعه 4 دی 1394 ساعت 15:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . . .
لغات زبان های بیگانه چون تمرین و تکرار نمی شوند و چون لغت خودش هم فرار است . خیلی به زحمت میشه یاد گرفت و مخصوصا تو کشور ماهم که تمام درس خواندم از روی رفـع مسولیت است . کاش مثل دوران ابوعلی سینا و خیام و ابوریحان بود و ما مجبور می شدیم تمام علوم را در کنار هم بخوانیم . و این رشته های تحصیلی منفک نمی شدند . آن وقت مثل خیام می شدیم : هم زمان هم شاعـــر ، هم ادیب ، هم پزشک ، هم ریاضی دان ، هم منجم ، هم شمی دان و تو دور و زمون خودمان هم ، هم کامپیوتریسم ، هم سیاسمتدار ، هم اقتصاد دان ، هم ورزشکار ( و مخصوصا فوتبالیست ) و بالاخره برای خودمان مثل خیام برای خودمان یک دانشگاه شامل تمام رشته ها می شدیم . فکرشا بکن . . . . البته هستند کسانی مثل جناب آقای « علی دایی » که هم مهندسند هم ورزشکارو هم ورزش دوست و هم ورزش آموز و هم اقتصاد دان و هم سیاسمتدار و هم خطیب بسیار ماهر . . . من چون ایشان را خیلی دوست دارم مثال آوردم . والا زیادند از این نابغه ها تو کشور ما . . .
سلامت باشید . .
سلام به آقای فنائی عزیز و شاعرترین

خیلی نگران علی آقا شدم . نمیدونستم که مشکل براشون پیش اومده دختر خانمشان هم که با من تماس دارند حرفی نزدند . خلاصه شما باعث شدید که من از حال ایشان با خبر شوم ممنونم از اینهمه محبت . گاهی هم این دنیای مجازی زیبا میشود با چون شمائی مهربان .
پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت 22:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام استاد نازنین . . .
ممنونم شما لطف دارید . وظیفه ام را انجام داده ام . انشاءالله که مشکل خاصی براشون پیش نیانده است . ولی احتمالا تصادف کرده باشند . البته حدس می زنم . چون سرشان را باند پیچی کرده بودند . من هم چون خیلی وقت بود ازشون خبر نداشتم شرمم شد زیاد مصدع اوقاتشان شوم . . .
محمد نور عالمتاب هستی است
وجودش روشنی بخش زمان است
به هر قلبی نماید رخنه و جا
خدا داند که قلب او جوان است
.
معطر هر کجا نام محمد
نه مخصوص زمانی یا که مکان است
کسانی که پناه از آن گزیدند
درون هر دو دنیا در امان است
پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت 20:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میلاد گل

آن شب که در باغ نبوت یار گل کرد
از جلوه ی رویش در و دیوار گل کرد

آن شب نمیدانم چه پیش آمد که از شوق
در دامنِ هر دشت ، حتی خار گل کرد

آن شب نسیم ِ نـور در اشراق پیچید
آن شب بهار از اشتیاق یار گل کرد

آن شب غریوِ شادی ازهرذره برخاست
هر بوته در گسترده ی گلزار گل کرد

آن شب پرستوها نخوابیدند تا صبح
در جانشان اندیشه ی بیدار گل کرد

آن شب چراغانی شد از ماه و ستاره
تا چلچراغ روشن اسرار گل کرد

آن شب شمیم شوق از جان ها تراوید
آن شب حریم حرمتِ دلدار گل کرد

آن شب شکوفا شد گلِ روی محمد
در باغ هستی فرصت ِ بسیار گل کرد

مَهر خلافت زد خدا بر جان انسان
وقتی که او در پهنه ی پندار گل کرد

برچیده شد تـومـار تاریکی ز دل ها
آنی کـه آن آیینـه ی انـوار گـل کرد

فصلِ نـوی آغـاز شـد در آفـرینش
هر چار فصل سال ، چندین بار گل کرد

دیوارهای کفر و بی دینی فرو ریخت
دین خدا با بهترین معیار گل کرد


محمد روحانی ( نجوا کاشانی )
سلام
و گرمترین درودها به شما دوست خوب ومهربانم..
مممنونم....چقدر خوشحال شدم..که از این سد بزرگ رد شدید و به آرامش رسیدید....وقتی گفتید خوانده ام..فهمیدم...بهترین نمره رو از این درس خواهید گرفت..بالای17 با 20هیچ فرقی ندارد..
بیشتر ما آدمها همین طوریم..اولش فکر می کنیم نمی توانیم وقتی به خودمون مسلط میشیم راحت می توانیم از پس آن بربیاییم...
ترسیده بودید نگو..از 14 این نمره رو گرفتید..دست این استادهای دلسوز ومهربان هم درد نکند وخدا حفظشون کنه...از جان مایه می گذارند..واقعا حقوقی که می گیرند حلال حلال......مثل خود شما که برای دانش آموزان سنگ تمام می گذارید.........دیگه با خیال راحت به درس بعدی فکر کنید ..........و شاهنامه افتخار ما ایرانی ها...........شاد وسلامت باشید
پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت 20:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . به قول ترک های استانبولی « گون آیدین » ( تو مایه های روزتون روشن ) :
سپاس ، سپاس سپاس ... واقعا برام سدی بزرگی بود این زبان خارجه چون سبک خوندنش با بقیه درس هام تفاوت داشت نمی توانستم اون یکی درسایم را هم بخوانم . تا درس های دیگر را دستم می گرفتم فکر می کردم لغات انگلیسی از ذهنم پر کشیدند . بالاخره خلاصه عرض کنم برام کابوس شب و روز شده بود که دیگه تمام شد . ولی سعی خواهم کرد اگر توانستم مقالات و داستان های کوتاه به زبان لاتین را بخوانم بلکه زحماتی که کشیدم ضایع نشود . . . .
واقعا استاد دکتر اسلامی بزرگوار برامون سنگ تمام گذاشتند . خودتون واقفید کلاس های پیانور فقط برای رفع اشکاله . کل مطالب را هم باید خواند . مثل این است که دانشجو دارد خودش را برای کنکور آماده می کند . وقت نمی شود که مو به مو مطالب را گفت . ولی استاد ما با مهارت خاص ( که تا حالا نظیرش را ندیده ام ) تمام مطالب برامون آموختند . هر جلسه هم تاکید می کردند که باید مطالب آن جلسه را همان روز بیاموزیم . می گفت امکان ندارد تو دو سه هفته بتوانید این کتاب را مطالعه کنید . من و دوستانم هم به فرمایشاتشان عمل کردیم و خدا را شکر حالا سریلندیم . . . ( خدا را صد هزار بار شکر و از شما دوست و برادر گرامی ام هم بی نهایت سپاس گزارم که در این مدت مشوقم بودید . سپاس سپاس سپاس . . .
گون آیدین . . .
زادروز مسعود پیامبر بزرگ الهی ، یاری گر آخرین منجی و موعود بشر
حضرت عیسی مسیح علیه السلام بر موحدان پاکدامن ، خجسته باد . . .
پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت 19:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . .
متشکرم . . .
من هم این روز مبارک را به شما وبه تمام مومنین پاک سرشت تبریک عرض می کنم . . .
نوشته: ریحانه از [ عربستان سعودی ] http://reyhanehbolory.blogfa.com
سلام اپم[گل]
پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت 15:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شرمی‌ست در نگاه ِ من؛ اما هراس نه

کم‌صحبتم میان شما، کم حواس نه!


چیزی شنیده‌ام که مهم نیست رفتنت

درخواست می‌کنم نروی، التماس نه!

از بی‌ستارگی‌ست دلم آسمانی است

من عابری«فلک»زده‌ام، آس و پاس نه

من می‌روم، تو باز می‌آیی، مسیر ِ ما

با هم موازی است ولیکن مماس نه


پیچیده روزگار ِتو ، از دور واضح است

از عشق خسته می شوی اما خلاص نه!
نوشته: علی.....پیرو از [ ایران ]
رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
آن رفته ی شکسته دلِ بی قرار کو؟
چون روزگار غم که رَوَد رفته ایم و یار
حق بود اگر نگفت که آن روزگار کو؟
چون می روم به بستر خود می کشد خروش
هر ذرّه ی تنم به نیازی که یار کو؟
آرید خنجری که مرا سینه خسته شد
از بس که دل تپید که راه فرار کو؟
آن شعله ی نگاهِ پر از آرزو چه شد؟
وان بوسه های گرم فزون از شمار کو؟
آن سینه ای که جای سَرَم بود از چه نیست؟
آن دست شوق و آن نَفَسِ پُر شرار کو؟
رو کرد نوبهار و به هر جا گلی شکفت
در من دلی که بشکفد از نوبهار کو؟
گفتی که اختیار کنم ترک یاد او
خوش گفته ای ولیکن بگو اختیار کو؟
پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت 12:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

سیمین بهبهانی
ممنونم بابت شعرهای زیبا و زمستانی تان..
.
چه سختیها که اندر زندگانیست
هزارش غم گرش یک شادمانیست
غم اندر وی چو کوهی پای بر جای
وگر شادی بود برق یمانیست
سرابست آنچه پنداری تو آبست
فریبست آنچه گوئی کامرانیست
جوانی گر بود ، جهل و غرورست
وگر پیریست، عجز و ناتوانیست
چو نیکو بنگری مر آدمی را
خوشی یکسر در آمال و اما نیست
اگر امید در عالم نبودی
بسا تلخا که ما را زندگانیست
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 20:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زمین گهواره کابوسهای تلخ انسان بود


زمان چون کودکی در کوچه های خواب حیران بود


خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم


جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذیان بود


صدا در کوچه های گیج می پیچید بی حاصل


سکوتی هرزه سرگردان صحرا و بیابان بود


نمی رویید در چشمی به جز تردید و وهم و شک


یقین تنها سرابی در شکارستان شیطان بود


شبی رؤیای دور آسمان در هیأت مردی


به رغم فتنه های پیش رو در خاک مهمان بود


جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر


«محمد» واپسین پیغمبر خورشید و باران بود


سید ضیاء الدین شفیعی
سلام
ممنونم..چرا این همه نگرانی..شما با نمره عالی قبول میشید..
این استرس واضطراب وگرنه شما یاد گرفته اید ..و مرحله آخر مانده که آنها را بر روی برگه امتحانی بیاورید...................امیدوارم فردا این موقع خبرهای خوبی از شما بشنویم........توکل تون به خدا باشه..
.
هر آنکس مال و جاهش بیشتر بی
دلش از درد دنیا ریشتر بی
اگر بر سر نهی چون خسروان تاج
به شیرین جانت آخر نیشتر بی


اشعار و دوبیتی های باباطاهر
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 20:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام . . .
با سپاس ویژه : امتحان را رفتم دادم . به صورت الکترونیکی بود خوشبختانه . آن قدر خوانده بودم که اولش قاطی کردم . ولی بعد یواش یواش خودما پیدا که کردم . نشستم زدم . دو سه تا اولیش از آخرای درس بود . آخرای درس را در اول سوالات و اولای درس را در آخر سوالات داده بودند و این طبقه بندی ذهن را به می ریخت . کم کم ذهنم را تر و تمیز طبقه بندی کردم . توانستم از عهده اش برآیم . خیلی خوب زده بودم . در عرض ده دقیقه تمام شدم . ولی دیدم همه مشغولنند . من هم دوباره و سه باره به سوالات نگاه کردم . نگو که دارم خرابکاری می کنم . سه چهار سوالی که از اول روشون یک کم شک داشتم را تغییر دادم . بالاخره با توکل بر خدا پایان آزمون را زدم . دیدم آمد 11/67 دلم لرزید . باید 14 می گرفتم آخه . مایوس و نامید دست از پا درازتر پا شدم . تشکر الکی و دماغ به پایین خارج شدم . یادم آمد ای بابا آزمون از 14 نمره بود استاد میان ترم گرفته و من حتما از شش نمره 5/5 می گیرم . خیلی خوش حال شدم . پس نمره من بالاتر از 17 خواهد شد . باور کن الآن هم کلمات انگلیسی تو ذهنم پرسه می زنند و اجازه نمی دهند بنشینم و شاهنامه را برای یک شنبه بخوانم . . .
به قول معروف این بود انشای من خوب بود استاد من . . .
دست جناب استاد آقای دکتر « هدایت اسلامی » گل . واقعا تو کلاس خیلی رومون خیلی کار کرده بودند حقش و حقمون نبود رفوزه شویم به خدا . . .
در پناه خدا . .
مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد
مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد
تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری
بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد
مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد
اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 20:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مبارک به تمام ِ اهل ِ دین،میلاد ِ رحمةٌ للعالمین

خوش آمدی یا مصطفیَ الاَمجد،سیدی یا حبیبی یا احمد

ماه تمام ما، بر تو سلام ما

یا مولا یا مولا یا احمد...

ای جانت وادی ِ وحی ِ قرآن،عالم از مقدمت شد گلباران

ای عشق تو فتاده در دلها،خوش آمدی مولا ابا الزهرا

پیغمبر ِ خدا،یا ختمُ الانبیا

یا مولا یا مولا یا احمد...

مبارک جلوه ی نور سرمد،میلاد ِ جعفر بن محمد

مهر ِ کرم ماه ِ وفا آمد،صادق ِ آل مصطفی آمد

ای سَروَر ِ همه،فرزند فاطمه

یا مولا یا ابا عبدالله...
سلام عادل جان اتفاقا خوشحال شدم تذکر داده بودی.ممنونم ازت.

اما نمیدونم چرا ادرس وب شما اینجوری برای من میاد.من باید برم از لیست ادرس بردارم..


حالا شما ببین علت چیه؟

http://ww1.blogsk.com/ باز که میشه این ادرس میفته نه مال خودت

شاید بتتونی از نظراتی که برام گذاشتی ببینی که باز نمیشه.
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 16:02
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . خواهر گرامی . من هم از تذکر شما ممنونم . کم توجهی از طرف حقیر بوده ببخشید ادرس کامل نمی افتاده و من متوجه نبوده ام . در آخر حرف y از قلم افتاده بود. دقت می کنم تا بعد از این درست عمل کنم . ممنونم .
جفت یک مساوی . . . ! البته به نفع شما
هر چه روح به خدا نزدیک تر باشد، مشکلات و انحراف آن کمتر است. زیرا کمترین حرکت در دایره رسو شده توسط پرگار مرکز ان می باشد.
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 15:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون . بسیار آموزنده و بر حق فرموده اید .
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت

خانه ی خدا نزدیک ماست

و تنها اثاث آن ، عشق است....
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 15:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به گوش ام خش خش پاییز زرد است


دل ام میعادگاه زخم و درد است


نمی آید صدایی از در و دشت


"هوا بس ناجوانمردانه سرد است"
کوه پرسید ز رود ، زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من
کوه پرسید و من؟ گفت : در ماندن تو
بلبلی گفت : و من ؟
خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو
آه از آن ابادی که در آن کوه رود
رود ، مرداب شود ، و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد
و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز
در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست
بدان !
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 15:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شعر زمستان نیمایوشیج

در شب سرد زمستانی

کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمی­سوزد

و به مانند چراغ من

نه می افروزد چراغی هیچ،

نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد …

من چراغم را در آمدرفتن همسایه­ام افروختم در یک شب تاریک

و شب سرد زمستان بود،

باد می پیچید با کاج،

در میان کومه­ها خاموش

گم شد او از من جدا زین جاده­ی باریک

و هنوز قصه بر یاد است

وین سخن آویزه­ی لب:

که می افروزد؟ که می سوزد؟

چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

در شب سرد زمستانی

کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.
سلام و هزاران دروووود خالصانه بر بابای مهربون نت



اولین روز سرد زمستونی تون به خیر و نیکی و سرشار از انرژی های مثبت و محفل دلاتون گرم گرم
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 02:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.....................
هزاران درود بر استاد بزرگوار ... .

به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ،

من به این معجزه ایمان دارم ،

منتظر باید بود تا زمستان برود ،

غنچه ها گل بکنند !
سلام...

در این دنیای گذرا،دنیایی که چیزها می آیند و می روند ، و هیچ چیز باقی نمی ماند. آیا چیزی ارزش نگران شدن دارد؟

واسوانی
چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 01:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به دل نا گفته صدها حرف دارم
میان سینه زخمی ژرف دارم

به روی پوستین سالخوردم
زمستان در زمستان برف دارم
باران و تو...

به هر فصلی اگر ببارد



تفاوتی ندارد...

باران بی تو

بوی برگهای سوخته می دهد

باران با تو

عطر گلهای نوشکفته می دهد...
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 23:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الا ای برف!چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟

بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پیوندی میان عشق و پروازی

تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها

تو که فصل سپیدی را سرآغازی

مبار ای برف!

.

.

آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی

تا همیشه بدون غم بمانی
گذشته می گذرد
حال ،طماع است
آینده هجوم می آورد
بهتراست بگویمت
برگذشته چیره شو
حال را داوری کن
وآینده را بیآغاز
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 21:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وقتی زمستان آمد

از گل نشانه ای نیست

بلبل ها را از سرما

بر لب ترانه ای نیست

زمستان‌ آمده باز

کرده پرپر گلها را

برگ زرد درختان

نشان دهد سرما را

ای بچه های گلرو

آمد فصل زمستان

برف و باران دوباره

می بارد از آسمان

ما بچه ها همیشه

با آنکه پرخروشیم

شال و کلاه خود را

فصل سرما می پوشیم
سلام ودرود به دوست نگران خودم..
ممنونم..نگرانی معنانداره...شما فوق العاده تلاش کردید..و پنج شنبه انشاالله نتیجه اش را می بینید...........
.
می نشینی
دستانت
گره ای
و بندهای کفشت
چشمانت
برمی خیزند
نگاهت
گره ای
و بندهای جانم…
مجید ترک تتاری‬
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 21:04
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . . درود بی کران . . .
با سپاس ویژه از دل گرمی تون . فردا پنچ شنبه است . ساعت 13 امتحان داریم . خیلی خوانده ام . چند دست نمئنه سوال داشتم همه را خیلی خوب بلدم . اگه مثل همین نمونه سوالات بیاید بی شک بیستم . ولی . . . . خدا نکنه وای ! . . .
ولی به قول ابوعلی سینا :
تا بدان جا رسید دانش من / که بدانم همی که نادانم

تا چشم از کتاب برمی دارم فکر می کنم هیچی بلد نستم . با این که تمام کلمات انگلیسی جلو چشمانم و تو ذهنم رژه می روند . . .

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم که تو گرمای دستان منی

گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من

به که گویم که تو باران زمستان منی
نوشته: ریحانه از [ عربستان سعودی ] http://reyhanehbolory.blogfa.com
سلام اپم[زبان]
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 20:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دعا میکنم غرق باران شوی

چو بوی خوش یاس و ریحان شوی

دعا میکنم در زمستان عشق

بهاری ترین فصل ایمان شوی
سلام عادل جان خوبی شبت بخیر ممنون از تذکرت

نه اسم عوض نکردم احتملا اشتباه تایپی شده اما الان نگاه کردم ادرس درسته

بازم ممنونم ازت از این به بعد بیشتر دقت میکنم.


در پناه حق
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 20:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکــــــــــــــــــــــــــــم :
خواهر ارجمندم شب شما هم به خیر . ببخشید اگر جسارتی شد . عنوان وبتان بسیار عالی است . . .
در پناه حق . . .
بزمی که حق آراسته الحق تماشایی بود
جبریل مامورست و فکر مجلس آرایی بود
میکائیل از عرش آمده گرم پذیرایی بود
چشم کواکب خیره گر از چرخ مینایی بود
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 20:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بِین مادرها مقام برتری دارد خدیجه

زانکه چون زهرای اطهر، دختری دارد خدیجه

جای دارد گر کند فخر به هر زنهای دنیا

چونکه مانند محمد شوهری دارد خدیجه

از زنان انبیاء در شوکت و جاه جلالت

روز محشر هم مقام بهتری دارد خدیجه

اولین بانوی اسلام است او کز لطف یزدان

زیب دامان حیا خوش گوهری دارد خدیجه

داده درس حق پرستی را عجب بر خلق عالم

بر سر از عفت مبارک افسری دارد خدیجه

غم ندارد گر ندارد روز تنهایی انیسی

در رحم خود مونس نیکوتری دارد خدیجه

گر گذشت از مکنت دنیا ندارد غصه زیرا

همچو پیغمبر به دنیا همسری دارد خدیجه

غیر راه حق نپوید غیر حرف حق نگوید

همچو ختم الانبیاء چون رهبری دارد خدیجه

چشم «خسرو» و روز محشر هست برلطف وعطایش

چونکه جود بی حساب و وافری دارد خدیجه
دهم ربیع الاول سالروز ازدواج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
و حضرت خدیجه سلام الله علیها مبارک باد …
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 20:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آسمان می خندد این اتفاق زیبا را و زمین کل می کشد این پیوند آسمانی را.

چه طرب انگیز است آفتاب امروز مکه! چه روح فزاست هلهله ممتد نخلستان های عرب!

چشم های ملایک، با لهجه ای بارانی شادباش می گوید این وصلت خوش آیند را.

امشب، شب ازدواج ملکه حجاز است؛

اما نه با شاهزادگان یمنی و نه با تاجران مکی؛ با کسی که پادشاه بی تاج و تخت زمین و آسمان است.

با کسی که تمام کائنات، بهانه خلقت اوست و آفتاب، به طمع دیدار او هر روز طلوع می کند، با کسی که خداوند او را «رَحْمَةً لِلْعالَمینَ» نامید.

خدیجه، به خانه ای می آید که زینتی جز حضور همیشگی ملایک ندارد؛ خانه ای که جز صدای محمد، هیچ موسیقی دل نشینی را نمی شناسد، خانه ای که افق های روشن آسمان، چشم به آستان بی آلایش آن دوخته اند.

خدیجه، جان پیامبر می شود.
تمام ثروت خود را در محمد خلاصه می کند.

و خدیجه به خانه محمد صلی الله علیه و آله می آید تا مرهم زخم های فردای محمد صلی الله علیه و آله شود.
ممنونم...امید عالیه..امید یعنی انگیزه یعنی بودن.....یعنی فردا..یعنی خدا..یعنی طلوعی دیگه..ازدواج..فرزند..یعنی عشق یعنی مهربانی..یعنی................امیدوارم همیشه امیدتون به خدا باشه..
.
.
اما برای هرشب
بی تو یلداست..
منی که
زیر حافظِ چشمانت
یادت را
دانه دانه می کنم...
سیدمحمد مرکبیان

یلداتون مبارک دوست وبرادر خوب ومهربانم
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 19:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شعر دیگری از همان صفحه به چشمم خورد تقدیم شما :

در راه ِ رسیدن به تو، گیرم که بمیرم

اصلاً به تو افتاده مسیرم، که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم، که بمیرم

این جامِ ترک خورده چه جای نگرانی ست

من ساخته از خاک ِ کویرم ، که بمیرم

خاموش مکن آتش ِ افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم!!!


یا هو !
سلام
ممنونم..آخرین لحظه های پاییزیت پراز آرزوهای قشنگ..
.
قبول دارم..تلویزیون وحتی ماهواره وخصوصا تلویزیون که تو خونه همه است..ولی بعضی سریال ها و فیلم ها آموزش نادرستی را به خانواده ها می دهند.بتو سریال ها به راحتی کوچکتر به بزرگتر بی احترامی می کنه..وحتی آموزش های غلطی را می دهند...و حتی گاهی از سارقان را می گیرند..میگند از این سریال یاد گرفتم..
تو شهرهای کوچک وروستاها در بهار وتابستان آنقدر مشغولند ولی پاییز وزمستان مجبورند پناه ببرند به تلویزیون تا سرگرم شوند..وگاهی توهین میشه به قوی ویا...................شاد باشید...عمرتون100شب یلدا.
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 19:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گرم ترین درودها . . . . همیشه شاد و هموار استوار بمانیــــــــــــــــــــــد . . . .
شعری در اینترنت دیدم مناسب حال خودم . دوست دارم شما هم بخوانید و برام دعا کنید . ممنون میشم :

خوش به حال تو که شاگرد اولی در دبستان بزرگ زندگی

درسهایت را به موقع خوانده ای درس دینی و حساب و بندگی

دفتر صد برگ تو را دیده ام زیبا و بی خط خوردگی

مثل من هرگز پشیمان نیستی دوری از افسردگی

روز سخت امتحانها می رسد درسهای من عقب افتاده اند

از همین الان معلمهای من نمره تجدیدیم را داده اند

نه نباید پاک نا امید شد درسهای من زیادی سخت نیست

درس دینی را اگر کامل کنم نمره درس حسابم هست بیست


التماس دعای عاجل ( برای همین پنچ شنبه لطفا فقط فعلا ً )
شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است / نشان ازسنت ایرانیان است
سلام علیکم یلدای شما هم مبارک
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 17:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . . . ممنونم . . .

آوای باد انگار آوای خشک سالیست


دنیا به این بزرگی ، یک کوزه سفالیست


باید که عشق ورزید ، باید که مهربان بود


زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست ...
سلام عزیز اوستادا...
اومیدوارام هریاندا کی وارسیز ساغ اولوب آلاه امانیندا شاد یاشیاسیز...
اوستاد چیله گجه سینده تبریک عرض علیرم خدمتیزه...
عله بیر دسلر باشیویزه بتر مشغول علیب..یوخسیز چوخداندی...
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 11:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . ممنونم . ببخشید اگر امروزها زیاد نمی توانم خدمت برسم انشاءالله بعد از پایان ترم جبران می کنم .
یلدیتان مبارک . .
کلاغ, خواب به چشمش نمی رود
از ابتدای قصه برو تا به انتها:
میخواستم, نشد! به همین سادگی,همین
آجیل "تو" گشای مرا این مغازه ها..... ( مهدی معارف )
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک.
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 11:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .
بگذار تا ببارد و پاییز تر شویم
بغضی که در گلوی صدا درد می کشد
شاعر همیشه شکل غزل غصه می خورد...
شاعر کنار قافیه ها «درد می کشد».

(کسری صدیق شجاع )

یلدا مبارک . .
خوبی ما آدمها اینه که آرزوهای مان تمامی ندارد...اگه یه روز آرزو هامون تموم بشه..انگیزه ایی دیگر برای زندگی نداریم و.......................
حتما امیدوارم با توکل بر خدا این امتحان رو پاس کنید ویه نفس راحت بکشید..
و بقیه درس ها رو هم با موفقیت به پایان برسانید....
.
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺳﻠﻮﮎ ﺍﺳﺖ!
ﯾﮏ ﻧﯿﺎﺯ... ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻡ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﺳﺖ
"ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻫﻔﺖ ﺧﻂ ﺑﺎﺷﻨﺪ"
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﭘﺸﺖ ﻫﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ، ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛
ﻻ‌ﺑﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ!
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺳﺖ، ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻠﻮﺹ ﺍﺳﺖ، ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺻﻔﺎﯼ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻼ‌ﻫﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺑﯽ ﺭﯾﺎ، ﭘﺎﮎ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ...
ﻻ‌ﯾﻖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ...موفق باشید
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 21:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آدمی به امید زنده است . امید به بزرگ شدن خودش . امید به کسب و کار . امید به ازدواج . امید به بچه دار شدن . امید به بزرگ شدن بچه اش .امید به کسب و کار بچه اش . امید به ازدواج بچه اش . امید به بچه دار شدن بچه اش . . .و این چرخه باید بچرخد تا زندگی شکل گیرد . . .

یلدایتان مبارک . .

امشب کلاغ, خواب به چشمش نمی رود
از ابتدای قصه برو تا به انتها:
میخواستم, نشد! به همین سادگی,همین
آجیل "تو" گشای مرا این مغازه ها.....
( مهدی معارف )
سلام
ممنونم..وقت تون بخیر..دلتون شاد
خواهش می کنم..یکی از خوبی های شهرهای کوچک اینه دیگه...همه همدیگرو می شناسند....احترام ها بیشتر حفظ میشه..چون همیشه نگاه شون تو نگاه هم می افته..و هنوز هم بزرگترها احترام می گذارند..مثلا دعوایی بشه..یه بزرگتر وسط بیاد..راحت آشتی می کنند ..ولی شهرهای بزرگ ..بزرگ وکوچک سر هیچکسی نمیشه....اگه دعوایی پیش بیاد از حرفای رکیک تا .....و مردم هم فقط نگاه می کنند
شهرهای کوچک خیلی از آداب ورسوم خودشون رو حفظ کرده اند..و عالیه..............موفق باشید
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 21:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . مرســـــــــــــــــــــــــــــــــــی لحظه هایتان قرین شادی . . .
درسته خوشبختاه نظام خانواده های شهرهای کم جمعیت و روستاها هنوز متلاشی نشده . ولی متاسفانه این تبلیغات گسترده رسانه ها و مخصوصا تلوزیون یواش یواش داره تو این مناطق هم فرهنگ دوری از هم و بی تفاوت بودن نسبت به هم را همراه با سایر رذیلت های اجتماعی داره کار خودشا می کنه . . . انشاءالله که مسؤلین تو ساخت سریال ها و فیلم ها یک کم دقتشان را بالا می برند . . .
یلدا بر شما دوست مهربانم و خانواده محترمتان مبارک باد . . .
نوشته: ریحانه از [ عربستان سعودی ] http://reyhanehbolory.blogfa.com
سلام بایه پست یلدایی اپم[گل]
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 21:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از گریه های خسته پائیز/ تر شدم
رنگش پریده شعر من از برگ های زرد
دلباخته یا رنگ! به آخر نمی رسد!؟...
این چارپاره که بند بندش گرفته درد!

یلدا مبارک . .
تنهایی

گوشه ای از تنهایی آدمرا
هیچ وقت ، هیچ کس ، هیچ جور پر نمی کند

شبیه گونه ای ازدرد

که هیچ درکی به ژرفنایش نمی رسد

یا جراحتی که مرهم ،موذی اش می کند

سربسته می ماند اما تا مغز استخوان را می سوزاند...

تنهایی من، میان انبوه تن ها قد می کشد

بی آنکه دست وپا گیر کسی شود...

تنهایی من درتب تمنایی گنگ می سوزد

و حالا ...

حال همه ی باورهایم بد است جز"بودن تو"..
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 20:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست
میلاد هر ترانـــه زیبـای مشرقی ست

آهسته می رسند به مقصد ستاره ها
مهتـــاب گاهواره رویای مشرقی ست

سرما حـــریف قصــــه مــــادربــــزرگ نیست
دستش لحاف کرسی گرمای مشرقی ست

(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)
حافظ دوای روح و مسیــحای مشرقـــی ست

سیب و انار و پسته،شیرین و ترش و شور
طعم اصیل یک شب یلدای مشرقی ست

حالا کــــه دوستان همـــــه جمعند دف بیار
چشم انتظار صد دل شیدای مشرقی ست

یلدا شب یکـــی شدن آفتاب و ماه
میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست


سلام یلدایتان مبارک . .
سلآم

با احساس وقشنگ
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 18:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . مرســــــــــــــی . شما لطف دارید . . .
آه ای جگرت سـوخته از سـوز نهانی
دادنـد تــو را زهـر در ایـام جـوانی
جان شـد به لبت از ستم دشمن جانی
شد کار محبـان زغمت مرثیه‌خـوانی
شهادت امام عسکری (ع) تسلیت باد
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 16:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ما به تو و سامرای اطهر تو

سلام ما به حرمخانۀ منور تو

سلام بر تو و برحُرمتت که جبرائیل

جبین گذاشته بر آستانۀ در تو
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 16:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن

جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن

عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم

کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن

در عزای عسگری آید زنای اهل دل

صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن

آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم

خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن

در جوانی رفت از دنیا امام عسگری

شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن

این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه

تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن

گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع

گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن

دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من

با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن
ساعت دو شب است که با چشم بی‌ رمق
چیزی نشسته‌ ام بنویسم بر این ورق
چیزی که سال‌هاست تو آن را نگفته‌ ای
جز با زبان شاخه گل و جلد زرورق
هر وقت حرف میزدی و سرخ میشدی
هر وقت مینشست به پیشانی‌ ات عرق
من با زبان شاعری‌ ام حرف میزنم
با این ردیف و قافیه‌های اجق وجق
این بار از زبان غزل کاش بشنوی
دیگر دلم به این همه غم نیست مستحق
من رفتنی شدم، تو زبان باز کرده‌ای!‌
آن هم فقط همین‌ که: "برو، در پناه حق "
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 10:27
امتیاز: 0 0
چه عالی...و موفق هم شدید به آرزوی تان برسید............دنیای شعر وشاعری دنیای قشنگیه...درود خدا بر شما..واقعا لذت می برم از نظرات ،گفتگو با شما..امیدوارم خدا حفظتون کنه...استاد بزرگوار و عزیز...
.
ای راهروان را گذر از کوی تو نه ما بیخبر از عشق و خبر سوی تو نه هر تشنه که از دست تو بستاند آب از دست تو سیر گردد از روی تو نه
" رباعیات سعدی"
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 09:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم . . . در رابطه با کنکور بله به آرزویم رسیرم . ولی ارزو که تمام شدنی نیست . الآن هم آرزو می کنم بتوانم روز پنچشنبه همین هفته زبانم را پاس کنم . آن را که پاس کردم روز یک شنبه شاه نامه دارم . از یک شنبه به بعد درس هایم یک کم سبک تر می شوند . شما هم لطفا برایم ( حداقل برای پنج شنبه ) دعایم کنید . . .

من امشب با ماه ستاره ها گفتم
از دوری ای شمع با گل سوختنها گفتم
دلتنگیهایم را با شب رازها گفتم
من در گوش سکوت از فریادها گفتم
بر بالای کوه درد من از سقوط گفتم
من امشب با ماه ستاره ها گفتم
از چشم خود با آسمان اشکها گفتم
ای اشکیار من با تو از دستهایش امیدها گفتم
من آن شب از تو شعر گفتم و
تو رفتی و من
حرفهایم را با ماه ستاره ها گفتم...
سلام..اوقات شما هم بخیر..
ممنونم..باور کنید بهترین جای ایران زندگی می کنید.خوبی شهرهای کوچک اینه که هیچ وقت آلودگی رو تجربه نمی کنند..آلودگی که عامل بسیاری از بیماری هاست و متاسفانه مرگ ومیرهای فراوان.. و حتی تبریز وبیشتر کلان شهرها به علت ازدحام جمعیت همیشه آلوده است.......واقعا عالیه..هوای مطبوع وخنک و تمیز وپاک...
سیب زمینی دیگه غذای اصلی ما ایرانی هاست..اصلا نمیشه یک روز بدون سیب زمینی سرکنیم...عالیه..ارس باران..یادمه تو کتاب ها زیاد می خواندیم..و مرز ارس...که همیشه یکی از سوالات جدول است..اطلاعات خوبی بود ممنونم...قبول دارم..تو روستاها وقتی سیب زمینی می خوریم طعمش خیلی فرق داره با سیب زمینی های شهری..دیگه سیب زمینی ها جاهای خنک همچو اردبیل و چالدران....چه طعم ومزه ایی داره...و سیب گلاب و با مزه های قدیم....همه ی ما ایرانی ها فکر امکانات و ..این چیزا هستیم...باید از زندگی لذت برد...که می دانم شما وخانواده واقوام با تمام وجود در منطقه ایی که هستید وهمجوار با شهر و روستاهایی که بهترین محصولات را می توانید برای خود فراهم کنید و می دانم بیشتر محصولات را خودتون تابستان برای این روزها کنار می گذارید........و از زندگی لذت می برید..و کمتر نگران واسترس واضطراب به سراغ شما میاد...امیدوارم که همیشه شاد وسلامت باشید...موفق باشید
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 09:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکم :
شب به خیر ، شب و روزت به خیر
الهی از زندگی ببینی خیـــــــــــــــر !
سپاس از لطفتون . با این که شما خودتان تمام گفتنی ها را فرموده اید . در رابطه با حسن شهرهای کوچک چون شهر ملکان این را هم اضافه کنم . که مردم شهرهای کوچک زود به زود به هم می رسند . بنابراین اگر از هم دیگر هم حرفی تو دلشان باشد با بی پروایی بیان نمی کنند سعی می کنند حتی در دعواهایشان هم جانب احترام را نگه دارند . چه احترام نسبت به شخصی که باهاش درگیرند و چه به کسانی که دو طرف دعوا را سوا می کنند . آخه امروز یک مشاجره تو خیابان دیدم . که فقط به هم می پریدند و هیچ حرفی و سر وصدایی بلند نبود . بعد از اتمام درگیری و سوا کردنشان هر دو می گفتند برو دعا کن فلان کس این جا بود و من نخواستم به احترامش از الفاظ رکیک استفاده کنم . و بعدش زیاد طول نکشید هر دو را با هم آشتی دادند و موضوع ختم به خیر شد الحمدالله . من مطمئنم هیچ کدام بعدا از مردم و از هم دیگر خجالت نخواهند کشید . بالآخره حرف و حدیث پیش می اید . مهم اینه که آدم خویشتن دار باشد و یک کم خون جگر بخورد تا بعدا دوچار عذاب وجدان نشود . آن دو به هم حرف بدی نزدند و دل هم دیگر را نشکستند بنابراین راحت می توانند به روی هم نگاه کنند . . . .
شاد و سلامت بمانید . .
برای روحی که رو به زوال است

برای جانی که جامش تهی ست

به قدر مهربانیت دعا کن ای دوست...
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 22:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از عشق نترسیدم و جز عشق نگفتم
بی عشق نرنجیدم و بی عشق نخفتم
گر درد دل و خاطره از عشق نگفتم
با عشق کفن کردم و با عشق نهفتم
چقدر این متن دلنشینه



…. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنجی

ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕــــﯽ ﺑﺨـــــﺸﯿﺪیش

ﯾﻪ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟــــﺖ ﻣﯽ ﻣـــﻮﻧﻪ

ﮐﯿـــــــﻨﻪ ﻧﯿـــﺴﺖ ...

ﯾﻪ ﺟــــــــﺎﯼ ﺯﺧـــــمه...

ﯾﻪ ﭼﯿــــــﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿـــــــﺬﺍﺭﻩ...
ﺍﻭﺿـــــــﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒــــﻞ ﺑﺸــــﻪ...!

ﻫـــــﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨــــﯽ
و ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ
....ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ ...
ﺑﯽ ﻓﺎﯾـــــــﺪﻩ ﺳﺖ!


ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳـــــﻂ ﺍﺯ ﺑﯿــــﻦ ﺭﻓﺘـــــﻪ
ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧــــﺎﻟﯿــــﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿـــــﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑــــﻨﻪ


ﯾــــﻪ ﭼﯿـــــــﺰ سنگین ﻣﺜـــــــل
""ﺣـــــــــﺮﻣـــــﺖ ""
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 20:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله . متن زیبا و تاثیر گذاری است . ممنونم .

غصه خوردن حرام است ...

اگر ما فهمیدیم که جهان دار عالم اوست؛

دیگر چه غصه ای باید بخوریم!
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 16:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی .
آدم تـــو زنـدگـیـش
یـهو
یکـیو مـیـبینه
کـه دیـگه بـقـیه رو نـمـیبینه . .
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 16:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای به دست آوردن یک دل ،

همانطور که هستی باش …!

صداقت موثرترین تیریست که به قلب هدف می نشیند …
با ارزشتر ین چیز در زندگی
دل آدمهاست
اگر کسی در زندگی دلش را به ما سپرد
امانتدار خوبی باشیم
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 16:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امام صادق (ع) :مومن مانند کفه ترازو است که هرچه بر ایمانش بیفزاید، بر بلایش افزوده گردد. اصول کافی
آدم تـــو زنـدگـیـش
یـهو
یکـیو مـیـبینه
کـه دیـگه بـقـیه رو نـمـیبینه . .
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 16:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زندگی برپایه ی احساسات ومنطق است، به گونه ای که احساسات منطق رابه چالش می کشدو منطق احساسات را.
دریافت کردن بدون بخشیدن ممکن نیست ..
تو نیز بخاطر "خدا "و از روی عشق ببخش تا چیزها به طور معجزه آسا به تو بخشیده شود*
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 16:23
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یک رابطه دونفره وقتی دونفر هیچ مشکلی با هم ندارند، حتما یکی از آنها تمام حرف های دلش را نمیگوید...
"شکسپیر"
همه ما به جای لذت بردن از گل سرخی که اکنون
در کنار پنجره مان روییده است در رویای باغ سحر آمیزی
از گل های سرخ هستیم که در ان سوی افق هاست.
"دیل کارنگی"
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 16:11
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خانوداه های خوشبخت همگی شبیه همند...
اما خانوده های بدبخت هر کدام تیره بختی های خاص خود را دارند.
♥ لئو تولستوی ♥
دو سومِ بدن ما
آب است
یک سومِ آن؛
خشکی
ما جزیره آفریده شدیم
دور از هم...
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 20:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاورید، در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است.
ابوعلی سینا
عالی بود...چقدر تو دهه 70فعال بودید وشعر می گفتید..
که واقعیت های ما آدمهاست...گاهی ارتباط مون رو با خدا قطع می کنیم وپیرو شیطان وبندگان خدا می شویم.....
.
.
خدایا ...
هیچ می دانی که همیشه به موقع
به دادِ دلم.. تو می رسی ؟؟!
آنجا که خسته ام ..
آنجا که دل شکسته ام ..
آنجا که ازهمه ی عالم و ادم گسسته ام ..
همیشه تو همان دستی هست
که می گیری از دلم غبارِغمها را،
خدایِا..... سپاس
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 19:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم . آخه دهه 70 مثلا مقارن بود با کنکور من . هر وقت زورم به خودم نمی رسید تا خودم را قانع کنم تا درسم را بخوانم می نشستم شعر می نوشتم ( مثل همین حالا ) . . .


از آدم ها بت نسازید!!!
این خیانت است...
هم به خودتان، هم به خودشان!

خدایی می شوند
که خدایی کردن نمی دانند
و شما در اخر می شوید
سر تا پا کافر خدای خود ساخته
یکی از جمعه ها جان خواهد آمد

به درد عشق درمان خواهد آمد

غبار از خانه ی دلها بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 19:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باران که می آید...
یک نفر،
با لبخندی ، نفس عمیقی می کشد و می گوید: واو چه بوی خوشی می آید
و یک نفر
با چشمانی خیس تر از خیابان
کارتون هایش را جمع می کند و می گوید: خدایا تمام زندگی ام خراب شد...
جــــمعه بوی یاس زهــــرا میدهد
بـوی نیـکوی مسیحا میدهد

جــــمعه معـراج دل ما میشود
غنچه امــــــیدها وا مـیشود

جــــمعه بر لبها نـــوایی دیگر است
زمــــــزمه در ماجـرایی دیگر است
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 19:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ثروتمند کسی است که بتواند از ارزان ترین چیزها لذت ببرد.
هنری دیوید
ای خرّم از فروغ رخت لاله زار عمر
باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر

این یک دو دم مهلتِ دیدار ممکن است
دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 19:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدایا ...

دریافته ام کسی که می گوید «برایم دعا کن» ...

از روی عادت نمی گوید ...!

کم آورده است ...

دخل و خرجش دیگر با هم نمی خواند ...

صبرش تمام شده است ...

ولی دردهایش هنوز باقی مانده است ...!

مهربانم ...!

کاش می دانستی چقدر دردناک است،

شنیدن جمله ی: «برایم دعا کن ...»

خدایا کمکش کن ...

هنوز هم به معجزه ی کرامتت ایمان دارد ...

یارب!

هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام را نگیر.

هنگامی که توانایی ام دادی، عقلم را نگیر.

هنگامی که مقامم دادی، تواضعم را نگیر.

آنگاه که تواضعم دادی، عزتم را نگیر.

وقتی قدرتم دادی، عفوم را نگیر.

هنگامی تندرستی ام دادی، ایمانم را نگیر.

و آنگاه که فراموشت کردم، فراموشم مکن ...

آمین یا رب العالمین
سلام وهزاران درود بر شما
متشکرم..زمستان های سرد وبهاری وتابستانی مطبوع ومعتدل.....چقدر خوبه تابستان های معتدل...تو اخبار شنیدم در چالدران هیچ خانه ای کولر ندارد ..
پس این سرماها را به جان می خرید..برای رسیدن به بهار وتابستان دلانگیز..
.
خوبی شاعر بودن این است...فوق العاده بود...متشکرم..زنده باشید...دلتون همیشه شاد باشه و در زندگی به همه ی آرزوهاتون برسید...و همیشه همیشه سلامت وتندرست باشید..
.
بلاگفاست دیگه...امتحانش را پس داده....:(((
ممنونم شما لطف دارید...خوشحالم که موفق شدید امروز هم نظر بگذارید...بابت این همه لطف ومهربانی از شما بسیار ممنونم...در پناه خدا باشید
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 19:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . اوقاتتون به خیــــــــــــــــــــــــــر :
بله . مناطق اذربایجان هواش خیلی مطبوع است . بیشتر مناطق شمالی اش . ارس باران و مرز ارس . مناطق ما هم بد نیست ولی ارس باران برای خودش بهشتی است در روی زمین ( بی اغراق ) چالدران هم هواش یرده . تو ایران دو منطقه سیب زمینی هایش مرغوب و مشهورند : یکی اردبیل و دیگری چالدران . این را برای این گفتم چون سیب زمینی ارتباط تنگاتنگی با هوای گرم و سرد دارد . هرچه هوا خنک تر باشد کیفیت سیب زمینی بالاتر می رود و ماندگاریش بیشتر می شود . هرچند سیب درختی هم همین طور است . . . . تو مناطق ما هم سیب مراغه خیلی مشهوره . مراغه با ما 40 کیلومتر فاصله دارد . . .
لطفتان مستدام . . .
برایتان شادی روز افزون آرزومندم .. .
دوست یعنی

صاحب دلی

که سهم تو

از مهربانی خدا

در نزد اوست ...
جمعه 27 آذر 1394 ساعت 18:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلمات
بعضى...
دیر به زبان مى آیند.
من یاد گرفته ام
چنین مواقعى با چشمهایم
سخن بگویم.
زندگى ... گاهى
چیزى غیر از خودِ زندگى ست.

سیدعلى صالحى
+++++++++++++++++